کورده‌واری

گویش و ادبیات کردهای منطقه قروه- کوردی ناوچه‌ی قوروه

کورده‌واری

گویش و ادبیات کردهای منطقه قروه- کوردی ناوچه‌ی قوروه

کورده‌واری

گویش و ادبیات کردهای منطقه قروه مهجور مانده و از کتابت دور شده است. این وبلاگ شاید آغازی باشد برای پرداختن به این مهم و ثبت رسوم و سنن و شعرهایی که در حال فراموشی است. امیدواریم علاقمندان ما را در این کار یاری فرمایند.
https://telegram.me/kurdawary_ghorwa


نویسنده: روح الله زرین/ قروه ـ خبرنگار

قروه یکی از شهرهای استان است که هنرمندانش در زمینه شعر و ادبیات بسیارفعال هستند. وجود چهره‌های ادبی در قروه نشان دهنده این ظرفیت است. این افراد ترویج شعر و ادبیات فاخر کردی و فارسی را هدف خود قرار داده اند، به طوری که همواره تلاش این چهره‌ها علاوه بر معرفی آثار نویسندگان و شاعران در سده‌های مختلف تاریخی، خلق آثار نوشتاری با مضامین و محتوای امروزی است تا بتوانند هر آنچه نیاز یک مخاطب محسوب می‌شود با ذوق و قریحه در آثار نظم و نثر خود به رشته تحریر در بیاورند. یکی از این افراد میکائیل فلاحی«خیال کردستانی» دبیر بازنشسته آموزش و پرورش است که توانسته علاوه بر شغل خود، در زمینه شعر و ادبیات کردی و فارسی آثاری را منتشر کند که با استقبال مخاطبان نیز همراه است.
با توجه به این‌که چند دهه است درمناطق مختلف قروه معلم بودید، علاقه به سرودن شعر در شما از چه زمانی آغاز شد؟

از همان دوران کودکی به خط خوش مشهور بودم و این مهم از من یک چهره ممتاز در مدرسه ساخته بود که سبب شد به نوشتن به‌عنوان یک هنر خاص روی بیاورم. همچنین سرودن شعر در اوایل نوجوانی در ذهنم شکل گرفت و اشعار و دل نوشته‌هایم مورد استقبال مخاطبان بود، چرا که در نشریات محلی به چاپ می‌رسید، ولی به صورت جدی از سال ۱۳۷۴شروع به سرودن شعر با زبان کردی و فارسی کردم. همچنین یک سال بعد اشعارم را در قالب غزل، دوبیتی و اشعار کردی در هفته‌نامه و ماهنامه‌های مختلف استان وچندین نشریه دیگر به چاپ رساندم. این روند هرروز مرا تشویق می‌کرد که از احساسات و عواطف خود در زمینه سرودن شعر بیشتر و منسجم‌تر استفاده کنم. همچنین تخلص ادبی «خیال کردستانی» را برای خودم انتخاب کردم.
ازکتاب هایتان بگویید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۰۲
گروه نویسندگان


محمد عبدالملکی شاعر و نویسنده قروه ای در گفتگو با خبرنگار سراب خبر  گفت: این مجموعه با عنوان" خاسی هه ر که راسیا، جواو خاسیش خاسیا " شامل اشعار کردی به زبان هورامی می باشد که به زودی در چاپ نخست در سراسر استان کردستان منتشر خواهد شد.

وی افزود: پس از انتشار در سطح استان کردستان دیگر مناطق کشور را نیز در چاپ دوم و در چاپ های بعدی مد نظر قرار خواهیم داد تا این کتاب در سراسر کشور به عنوان کتاب شعر کودک به زبان هورامی منتشر گردد.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۵۶
گروه نویسندگان

کتاب"80 هایکوی حوا" تالیف شاعر قروه ای خانم لیلا رضایی اولین کتاب دو زبانه ی (فارسی -کوردی) به چاپ رسید. این کتاب در دو بخش فارسی _کوردی و در 132صفحه به چاپ رسیده است که شامل 40 هایکو در زبان و ادبیات فارسی و40 هایکو در ادبیات کوردی می باشد که در اختیار مخاطبان و قشرکتابخوان قرار گرفته است. شایان یادآوری است که پیشتر از این شاعر کتاب"هایکو به زبان ساده " به چاپ رسیده است.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۴۶
گروه نویسندگان

به هاریش نه تانست

دریای قه فه سه گان واز کاد

ته نیا مه له گان

له ته نگه وه ری قه فه سه گان

بی قه رار کرد

(عه سگه ر ئاهه نین)

(حه سه ن . م)

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۳۷
گروه نویسندگان


سرویس آذربایجان غربی- "کریم صوفی مولودی" متخلص به (تینووی مه هابادی) متولد 1339مهاباد، شاعر، نویسنده، عکاس و شاگرد استاد هێمن است. از این شاعر و نویسنده ی مهابادی تا کنون 3 کتاب شعرکلاسیک و نو به نام های( مومیاێکان، به فرینه خه یاڵ، وه رزی پێنجه م)، کتاب طنز در ادبیات کردی(مجموعه طنز به زبان کردی)، کتاب (تاریخ عکاسی در جهان، ایران و کردستان)، 2 کتاب مجموعه ی مقالات، کتاب شعر (طوارق)به زبان فارسی که بیان عقاید معنوی و آیینی شاعر می پردازد و چندین و چند مقاله به زبان های کردی و فارسی در مجلات معتبر دارد که در مجموع 11 کتاب به تالیف رسانده و تنها کتاب شعر وی به نامه (مومیاێکان) به چاپ رسیده و 3 کتاب دیگر نیز آماده ی چاپ دارد.

صوفی مولودی معتقد است؛ "در هر بخش از ادبیات کردی خلائی را احساس کنم در آن زمینه اقدام به کار خواهم کرد و به تحقیق و پژوهش می پردازم و تاکنون نیز اساس کتاب ها و مقالاتم نیز بر همین منوال بوده است".
وی نویسنده ی کتاب کردی " ژیننامه ی 600 شاعیر و نووسه ری کورد"( زندگینامه ی 600 شاعر و نویسنده ی کرد) است؛ کتابی تاریخ ادبیات کردی که برای اولین بار به شکل مصور در دست تالیف است.
خبرنگار کردپرس در گفت و گو با "کریم صوفی مولودی" ضرورت تالیف تاریخ ادبیات و محورهای کاری کتاب ایشان را بررسی کرده است.
تا کنون چند اثر در زمینه ی تاریخ ادبیات کردی نگاشته شده است؟
کتاب تاریخ ادبیات 7 جلدی دکتر "معروف خزنه دار" به شرح حال حدود 150 نفر از شاعران پرداخته است و حدود 10 سال قبل نگاشته شده است. کتاب با وجود پرداختن به زندگینامه ی تعداد زیادی از شاعران تکمیل نیست و از بسیاری از شاعران معاصر مناطق کردنشین در کتاب نامی برده نشده است. کتاب با توجه به تحقیقات گسترده ایی که در شرح حال شعرا به انجام رسانیده اما نیاز به تکمیل شدن دارد. در حقیقت تاریخ ادبیات باید به دور از منطقه گرایی نوشته شود البته این امر در کتاب تاریخ ادبیات دکتر خزنه دار مشاهده می شود و تنها به تکمیل شدن اطلاعات و به روز رسانی احتیاج دارد که این مسئله چیزی از ارزشهای کتاب نمی کاهد. "ملاعبدالکریم مدرس" نیز در کتاب خود( مێژووی ئه ده بی کوردی) از چندین اثر ادیبان نام برده و علاوه بر چاپ آثاری از آنها به تفسیر و شرح آن نیز پرداخته است. "علاالدین سجادی" نیز به همین طریق به ذکر نام شعرا و ادبا(شاعران کرد پارسی گو) پرداخته که این قسم کتب تاریخی می توانند در تاریخ ادبیات کردی سهم به سزایی داشته باشند.
از سویی دیگر "بابا مردوخ روحانی"(استاد شیوا) نیز به بیوگرافی، اتوبیوگرافی و بیبلوگرافی در مورد شعرا و ادبا پرداخته که انصافا کار زیادی روی آن انجام گرفته است. همچنین سایر کتاب هایی که به در این زمینه به چاپ رسیده اند، به طور کلی می توان گفت که در حوزه ی تاریخ ادبیات کردی یک دایره المعارف جامع وجود ندارد.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۶ ، ۲۰:۰۵
گروه نویسندگان

تاریخچه ایل ها و اقوام چَهاردُوْلی ها

   قبل از پرداختن به تاریخ این طایفه لازم است به شبهه برخی از لرها وکردها پاسخ داده شود که لکهای باستانی ایرانی را هر کدام به خودشان منتسب می کنند، لکها از لحاظ فرهنگی، حساسی و مذهبی و بسیاری از مولفه های قومی خصوصا پوشش (کردی و لری) خود را مستقل از قوم کرد و لر می دانند. زبان لکی یک زبان زیبا و آهنگین است که در غرب ایران استفاده می شود. اما نام و آوازه اش هنوز پس از عمری طولانی و دراز زیاد گسترش نیافته است و بیشتر جزء زبان لری و یا کردی و یا فارسی به گویش کردی محسوب می شود.


اگر بخواهیم زبان لکی را به یکی از زبان های زنده حال ایران تشبیه کنیم شاید بهترین نمونه زبان کردی باشد که واژه های مشترک زیادی با لکی دارد. کرد زبانان از نظر جغرافیایی نیز نزدیکی زیادی با اقوام لک دارند. اما این دو موضوع با توجه به این که زبان کردی گویش و واژه های و دستور متفاوت دارد موجب نمی شود که زبان لکی را یک بخش از کردی بدانیم.

همچنین از نظر سیاسی و جغرافیایی اقوام لک نشین اکثراً زیر مجموعه از لرها هستند اما شباهت لری به لکی بسیار کمتر از کردی به لکی است. و همچنی کرد ها اقوام چهاردولی ها را عجم می خوانند عجم نامیست که اعراب به ایرانیان و پارسیان میدادند.

در لکی واژه های باستانی و کهن فارسی به قدر زیادی وجود دارد. وجود و شکل قدیمی و اصیل برخی واژه ها و شیوه ی جمله بندی اصیل در این زبان بسیار جذاب است. از این رو است که می توان ابراز کرد که زبان لکی به جا مانده ی زبان های پارسی باستان و پهلوی است پارسی باستان زبانی است که در زمان هخامنشیان مستعمل بود و ریشه ی زبان فارسی امروزی است. واژه هایی می توان پیدا کرد که با زبان های پهلوی اشکانی و پارسی میانه مشترک هستند می توان گفت که مهم ترین مآخذ لکی زبان پارسی باستان است همچنین زبان لکی باقی مانده زبان اوستایی است و شباهت بسیار زیادی در مورد ریشه های زبان لکی و اوستا دیده شده است برای مثال در لکی ریشه اکثراً یک واجی است و گاهی به صورت کسره و یا یک حرف هم در می آیند در زبان اوستا نیز به همین گونه است ریشه ترکیب دهنده ی بنیادی واژه است. از ریشه دیگر قسمت های کلام مانند اسم ها و صفت ها و فعل ها و غیره ساخته می شوند در اوستا یک ریشه همیشه یک هجایی است که فقط یک صدا دارد.

گویش چهاردولی از زبان لکی

گویش لکی دریک طبقه بندی زبانی: شامل کرمانشاهی، کلیایی، پیروندی، وفیلی، چهاردولی (چرداولی یا چاردولی)،شیروانی، هفتگی وکوهدشتی است. که مردم کرمانشاه، ایلام، گروس،همدان، ماهیدشت، قصر شیرین، صحنه، قروه، شیروان چرداول، بیجار، کرند و بدره، کوت، گهواره، خانقین و چهاردولی های جغتو شاهین دژ و ... باآن صحبت می کنند. نه خودرا کرد میدانند و نه لر، بلکه جزء بومیان باستانی ایران هستند. هرچند از لحاظ زبانی بسیاری از واژه های مادی و پارسی را به خود گرفته اند. اما بسیاری از لغات هنوز دست نخورده باقی مانده است و پارسی ها و کردها و لر ها از آنها استفاده می کنند مانند: لغت سور(suer) به معنای عروسی که در زبان فارسی بصورت سور دادن آمده است یا 'فرزانه' در زبان فارسی و 'زورزانه' در زبان کردی که همان فِر(زیاد)زانه(دان) زبان لکی است یا «خورآوا» به معنی غروب(آوا) خورشید(خور) که لغت غروب از آن گرفته شده است و یا واژه کِسِل عربی در لغت به معنای تنبل است که در کنایه لکی (کیسل) به لاکپشت گفته می شود و ... درست است که لهجه آنان به کردی جنوبی نزدیک است (نزدیکی گویش پارسی قدیم و کردی به هم.) اما به قول هرتسفلد قرابت زبانی نمی تواند قرابت نژادی و قومی را سبب شود به خاطر قدرتمند بودن وسوارکارانی ماهر هرکدام از حکومتها که سر کار می آمدند اینان را سرکوب و تبعید می کردند که طایفه بزرگ چهاردولی ها از لکها از این امر مستثنی نبوده اند.

واما قصه تبعید اینان و جدایی از لکستان. این ایل در اکثر در شهرستان شاهین دژ و شهر محمود‌آباد زندگی می کنند

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۴۲
گروه نویسندگان

قروه- بوی طبیعت در میان صخره هایی که آبشارهای روان را در دل روستاها به بغل گرفته اند و با بوی سبزی های صحرایی حس بویایی ات را تحریک می کند، همه تو را برای سفر به همین نزدیکی فرا می خوانند.

به گزارش خبرنگار مهر، در ذهن خود نقشه سفر را که می کشی شاید نام قروه فواره می کند و مثل یک هشدار تو را به سمت خود می کشاند و با این کشش بار و بندیل سفر را می بندی و راهی دیاری می شوی که انگار قلم نقاش روزگار، رنگ به تاریخ آن زده است و دامن گلدار کوه ها را با چینهایی از آبشار به هم دوخته است.

به شهری سفر می کنی که در نگاه اول کوچک به نظر می رسد اما وقتی عمق تاریخ باستان را در آن می بینی و یا چشمانت پر از تماشای دشت ها و طبیعت سبز و بهاری اش می شود به باورت می رسد که قروه همان دشت خدایی است که نامش را نهاده اند.

سفر به همین نزدیکی است که برجسته می شود و تو را به یادگارهای شیرین و فرهاد می برد و تنفس زندگی را به دامن گلدار طبیعت بدر و پریشان می رساند و آنگاه بوی برگ مو، باغهای انگور را انگشت نما کرده و راه را برای روستای انگور باز می کند، از آن طرف تو را رهگذر روستاهایی می کند که پوشش اصلی آنها دشت است و رودخانه های سر کشیده از دل کوه، سپس لبخند طبیعت دلنشین را به چهره ات می نشاند و نسیم آبشار سنگین آباد را در وجودت می ریزد و کمی بعد تو را به باغچه مریم و مقبره شیدای نازار دعوت می کند و هنگام زیارت تو را به تاریخ پیوند می زند و از پلی می گوید که غریب و مهجور مانده است و بدین گونه کوله پشتی سفرت را پر از عشق کرده و حس جدید زیستن را پرورش می دهد.

قروه شهر دشت و گل و چشمه هاست، شهر تاریخ و فرهنگ و چند زبان است، در سفر به این شهر می توان کوردی و ترکی گفت و خاطرات خوبی را به یادگار برد.

شهرستان قروه در یک چشم انداز کلی در دشت پهناوری واقع شده است که زنجیره ای از کوه ها آن را احاطه کرده اند. به طوری که برخی از ارتفاعات این منطقه از بلندترین قله های استان محسوب می شوند. همچنین دشتهای اصلی استان کردستان نیز در این بخش قرار دارد.

دشت قروه که از معدود مناطق صاف و هموار استان کردستان به شمار می رود با شیب کم از جنوب به شمال گسترده شده و سرزمین حاصلخیزی را به وجود آورده است. سطح این دشت ۶۳۱ کیلومتر مربع و مساحت حوضه آن ۲ هزار و ۲۳۳ کیلومتر مربع می باشد.

وینسار؛ روستایی با یادگار عشق

در ابتدای ورود به شهرستان قروه در حدود ۳۵ کیلومتری شرق این شهرستان، در فاصله سه روستای داشبلاغ، آقبلاغ و وینسار بر روی کوهی مرتفع، بقایای یک معدن بزرگ سنگ معروف به فرهادتاش قرار دارد که از نظر نوع، اندازه و تراش سنگ دارای ویژگی های خاص و از اهمیت بسیاری برخوردار است. باور مردم بر آن است که این سنگ ها که با شیوه تراشکاری فرهاد صیقل خورده اند به داستان شیرین و فرهاد ارتباط دارد و گویا در زمان ساخت معبد آناهیتا نیز از این سنگ‌ها استفاده شده است. نوع حجاری و سفال های موجود در منطقه، احتمالاً به دوره ساسانی تعلق دارد. این منطقه در ایام بهار به عنوان تفرجگاه مورد استفاده مردم است.

طوغان؛ روستایی با طعم انگور

در ۱۸ کیلومتری قروه این بوی برگ مو است که دروازه ورود به باغ انگور را به رویت می گشاید. روستای طوغان از توابع شهر دلبران با باغ و باغچه های انگور طبیعتی دلنشین دارد و این سبد های پر از مرواریدهای انگور است که پذیرایت می شوند و کامت را شیرین می کنند. در این روستا می توانی انگور ناب و شیرین همراه خود برده و در کنار آن از آداب و رسوم این دیار لذت ببری.  

اگر به دنبال چشیدن سفر در دل طبیعت با حس زیبای ساده زیستی و روستا گردی با بوی نان تازه و خامه و ماست و کره محلی هستی سفر به دامنه کوه ها و دیدن طبیعت و رودخانه های این مناطق لذتی دارد غیرقابل وصف. روستاهایی که دایره وار به دور کوه های بدر و پریشان تنیده شده اند و رقص رنگ در دل طبیعت را به نمایش می گذارند.  

روستای تکیه میهم

این روستا که از دو بخش میهم سفلی و علیا تشکیل شده در فاصله ۱۳ کیلومتری و در جنوب شرقی قروه قرار دارد.

اگر دوست دارید در دامنه کوه زیر درختان تنومند و سبز بنشینید و به آسمان آبی خیره شوید این طبیعت چنین جاذبه ای دارد غیرقابل وصف و دیدنی. روستایی کهن و تاریخی که با طبیعت بکر و دست نخورده خود پذیرای گردشگران روستایی است. این روستا در دامنه کوه پریشان و قلوز واقع شده و از لحاظ گردشگری طبیعی و بوم گردی حرف اول را می زند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۸:۱۶
گروه نویسندگان


وه‌ره‌ یارم ، وه‌ره‌ ئه‌ی تازه‌ یارم !

... وه‌ره‌ ئه‌ستێره‌که‌ی شه‌وگاری تارم !


وه‌ره‌ ئه‌ی شاپه‌ڕی باڵی خه‌یاڵم !

وه‌ره‌ ئه‌ی شه‌وچرای ڕووناکی ماڵم !


وه‌ره‌ خاسه‌ که‌وی ڕام و که‌ویی من !

وه‌ره‌ ئیلهامه‌که‌ی نیوه‌ شه‌وی من !


وه‌ره‌ ئۆخژنی سینه‌ی پڕ گڕی من !

وه‌ره‌ پیرۆزه‌که‌ی به‌رزه‌ فڕی من !


وه‌ره‌ ئاونگی سه‌ر په‌لکی گوڵی سوور!

وه‌ره‌ ئاورینگی گه‌رم و مه‌شغه‌ڵی نوور!


وه‌ره‌ ئه‌ی ڕێژنه‌ بارانی به‌هاری !

وه‌ره‌ شیعری ته‌ڕی پڕ ورده‌کاری !


وه‌ره‌ ئه‌ی نه‌ونه‌مامی باخی ژینم !

وه‌ره‌ ئه‌ی شاگوڵی مێرگی ئه‌وینم !

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۴۴
گروه نویسندگان
 
شما یکی از نویسندگان ایرانی هستید که به زبان کُردی می‌نویسید و در این وادی هم بسیار سرشناس هستید. اصرار بر نوشتن به زبان کردی از کجا در شما ریشه گرفت؟
همچنانکه می دانید من کُرد هستم. زبان کُردی زبان مادری من است؛ زبان مردمی که در میان آنها و با آنها زندگی کرده و می‌کنم؛ زبان کسانی که زندگیشان، مسائل و معضلاتشان، رنجها و شادی‌هایشان الهام‌بخش من برای نوشتن داستان و رمان‌هایم است. همه‌ی شخصیت‌های داستانها و رمان‌های من کُرد هستند و در جامعۀ کُردی زندگی می‌کنند. پس کاملا طبیعی است که داستان آنها را به زبان خودشان، زبان خودم، بنویسم. با این وصف من دلیل پرسش شما را می‌فهمم. در کشور ما مردمان بسیاری با زبان‌ها و فرهنگ های متفاوتی زندگی می‌کنند. نوشتن به زبان مادری، برای نویسندگان غیر فارس‌زبان کاریست بسیار مشکل. سی سال قبل با علم به این مشکلات زبان مادری را برای نوشتن داستان‌ها و بعدها رمان‌هایم انتخاب کردم؛ انتخابی دشوار. دشوار از این جهت که همه‌ی دانش اندکم را در بسیاری از زمینه‌ها، از جمله ادبیات، از طریق زبان فارسی کسب کرده بودم. به زبان فارسی درس خوانده و از طریق این زبان با ادبیات ایران و جهان آشنا شده بودم. من، مخصوصاً در آن سال‌ها و در آغاز کار داستان‌نویس‌ام، می‌دانستم که انتخاب زبان مادری برای نوشتن مستلزم بهای گزافی است که باید بپردازم. نوشتن به زبان کُردی برایم بسیار دشوارتر از نوشتن به زبان فارسی بود. می‌دانستم که باید وقت و انرژی بسیاری را صرف بازآموزی عمیق‌تر زبان مادری و کشف لایه‌های متفاوت این زبان برای خلق داستان بکنم. می‌دانستم که با انتخاب زبان کُردی برای نوشتن، خوانندگان بالقوه‌ی بسیاری را که یا کُردزبان نبودند یا اگر کُرد هم بودند توان خواندن به زبان مادریشان را نداشتند، از دست خواهم داد. می‌دانستم که برای چاپ و نشر کارهایم با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو خواهم شد. من، به همراه دیگر همکاران کُردم در طول این چند دهه بسیاری از این مشکلات را پشت سر گذاشته‌ایم. هر کدام به اندازه‌ی کار و توانمان در مسیر کشف قابلیت‌های زبان مادریمان کوشیده‌ایم. امروزه بسیاری از هموطنان کردزبانمان توان خواندن و نوشتن به این زبان را کسب کرده‌اند. کارهای ما علاوه بر مخاطبین کُرد ایرانیمان در میان کُردهای دیگر کشورها خوانده می شود. هموطنان غیر کُردزبانمان هم می توانند از طریق ترجمه‌ی کارهایمان به زبان فارسی با ما و آثارمان آشنا بشوند...
  اگر بخواهید ویژگی بارز نویسندگان کردزبان را با توجه به اقلیمی که در آن زندگی می‌کنند به برشمارید، چه ویژگی‌هایی را نام می‌برید؟
به باور من از بارزترین ویژگی‌های نویسندگان (و شاعران) کُرد، نه تنها در کردستان ایران، بلکه در دیگر کشورها هم، کوشش پیگیر و جدی آنها یرای کشف و شناخت قابلیت‌های بالقوه‌ی زبان کُردی و فرهنگ کُردها برای خلق آثاری با استانداردهای ادبیات معاصر است. زبان و فرهنگ از ستون‌های اصلی هویت یک جامعه هستند. 
جامعه‌ای که می‌خواهد از پشت و پَسله‌های تاریخ بیرون بیاید، جامعه‌ای که می‌خواهد در مسیر صحیح پیشرفت و توسعه قرار بگیرد، بایستی هویت خودش را کشف و بازسازی کند؛ بایستی از طریق رفع نقص‌ها و آشوب‌های زبانی و فرهنگی‌اش بر آشوبهای ذهنی و روانیش غلبه کند. شاید به این دلیل است که مهمترین دغدغه‌ی بسیاری از نویسندگان کُرد روایت واقعیت آن چیزی است که در جامعه و ذهن افراد جامعه می‌گذرد. البته هر نویسنده‌ای در هر اثری به گونه‌ای به شناخت و روایت این واقعیت می‌پردازد. برخی به چیستی آنچه که در جامعۀ کُردی روی داده و می دهد می پردازند و برخی دیگر به کیستی انسان در این جامعه اهمیت بیشتری می‌دهند...
 
 ترجمه «پرندگان درباد» به زبان فارسی چقدر در شناخت ذهن و زبان کسانی که هم‌وطن ما هستند اما به زبان کردی صحبت می‌کنند کمک می‌کند؟
پرندگان در باد روایت مهمترین دغدغه‌های ذهنی یک نویسندۀ کُرد است بر بستر حوادث و رویدادهای جامعه در یک برهه‌ی مهم و حساس تاریخ معاصر؛ روایتی چند لایه و البته پیچیده که امیدوارم برگردان آن به زبان شیرین فارسی این امکان را در اختیار خوانندگان قرار بدهد.  
  بازخورد این اثر در بین خوانندگان فارسی‌زبان چطور بوده است؟
من در کردستان زندگی می‌کنم و به دلیل مشغله‌ی زیاد ارتباط چندانی با دیگر جاهای کشور ندارم. به همین دلیل متاسفانه اطلاع چندانی هم از بازخورد کتاب در میان خوانندگان فارس زبان ندارم. البته، در این دو سه ماهی که کتاب به بازار آمده، دوستانی از تهران و بعضی جاهای دیگر با من تماس گرفته و نسبت به کارم ابراز لطف کرده‌اند، که اغلب آنها دوستان و همکارانی بوده‌اند که پیشتر با مطالعه‌ی چند داستان کوتاه و یکی دو گفت‌وگوی من در نشریاتی همچون کارنامه ، عصر پنجشنبه ها و... با من و شیوه‌ی کارم آشنا شده بودند.  
  به عنوان یک ایرانی، که در مجامع بین‌المللی هم چهره شناخته شده‌ای هست پتانسیل ادبیات کردی را برای معرفی ایران به جهان چقدر می‌دانید؟
پاسخ دادن به این پرسش دشوار است. ترچیح می دهم به جای صحبت کردن از پتانسیل ادبیات کردی برای معرفی ایران به جهان از پتانسیل این ادبیات برای معرفی جامعه‌ی کُردی به مردم کشورهای منطقه، از جمله هموطنان خودمان در ایران صحبت کنم. متاسفانه بایستی بگویم که ادبیات کُردی، حتا آن بخشی که در کردستان ایران و توسط شاعران و نویسندگان کُرد ایرانی نوشته شده و می‌شود، در داخل کشور و در میان مردم غیر کُردزبان هم چندان شناخته شده نیست. هنوز آثار اندک و انگشت‌شماری از این ادبیات به زبان فارسی (و حتی به زبان عربی و ترکی) برگردانده شده‌اند. ادبیات کُردی بایستی قبل از هر چیز جامعه‌ی کُردی و دغدغه‌های مردمان این جامعه را به جوامع پیرامون خود و مردم کشورهایی که کُردها در آن زندگی می‌کنند بشناساند. بایستی ابتدا به زبان‌های مردم منطقه ترجمه شود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۰۷
گروه نویسندگان

عطا نهایی (عه تا نه هایی) شاعر و نویسنده کرد، در سال 1339 در شهر بانه به دنیا آمد.
خود او اینگونه تعریف می کند:

از کودکی تنها دلخوشیم خواندن و نوشتن بود. شروعم با شعر بود از شانزده سالگی به زبان کردی شعر نوشته ام. در سن هفده سالگی در دانشسرا داستان بلندم را نوشتم و برای اینکار از طرف مسئولان دانشسرا تنبیه شدم! پس از انقلاب سال 1357 به صورت جدی به نوشتن و انتشار آثارم در مجله های کردی داخل و خارج کشور کردم. اولین مجموعه داستانم، به عنوان اولین مجموعه داستان کردی پس از انقلاب در غرب کردستان، در سال 1372 چاپ و منتشر شد. از آن پس ادبیات و به خصوص ادبیات داستانی مهمترین دغدغه زندگیم شد. در طول سالهای زندگی ادبیم تا کنون، سه مجموعه داستان،سه رمان، و دهها مقاله ادبی و تئوری را منتشر کرده ام. همچنین شش رمان از بهترین رمان نویس های دنیا را هم به کردی ترجمه و نقد کرده ام.
به زبان فارسی هم  علاوه بر چند مقاله و گفتگوی ادبی  و داستان که در مجله های فارسی منتشر کرده ام، بنا به درخواست سازمان میراث فرهنگی ایران، کتابی با عنوان تحلیل ساختاری منضومه های کردی  نوشته ام.در بیشتر  مجالس و کنگره های ادبی کردی شرکت کرده ام.در بیشتر فستیوال های ادبی درشهر های اربیل و سلیمانیه و آمد(ئامد) در شمال کردستان شرکت کرده و مقاله ای ارائه داده ام.
در سال 1994 بنا به در خواست دانشگاه اپسالای کشور سوئد سفری یک ماه و نیمه به آن کشور داشتم و در آن دانشگاه و شهر استکهلم سخنرانی هایی در مورد ادبیات کردی ارائه داده ام.
در سال 2005 برنده جایزه سالانه انتشارات آراس اربیل و جایزه زرین فستیوال گلاویژ سلیمانیه را در سال 2008 دریافت کرده ام.
کتاب هایی که در این مدت در داخل و خارج کشور چاپ کرده ام به صورت زیر است:

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۵۶
گروه نویسندگان


وه‌مْ بۊشن
ئێ وڵاته‌ کووره‌س؟
کْ نان
وه‌ که‌لیمه‌ بوود
وه‌ڵام هۊچ که‌لیمه‌ێ وه‌ نان نیه‌ود


"شعربه زبان فارسی"

به من بگویید
این جا کجاست؟
که نان را
می شود با کلمه نوشت
اما هیچ کلمه ای نان نمی شود

" سید علی صالحی "

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۳۱
گروه نویسندگان

در سال ۱۹۳۰ ، قطعه پوستی در سلیمانیه پیدا شد که بر آن این ابیات ، که مرکب از گویش های سورانی- اورامی و به خط پهلوی بود­؛ ظاهرا این نوشته باید مربوط به سال­های نخست پس از حمله­ ی اعراب به ایران باشد:
هورمزگان رمان ، آتران کژان
ویشان شارده­وه گوره­ ی گوره­ کان
زور کار ارب کردند خاپور
گنای پالدی هتا شاره­ زور
شنو و کنیکان  وه  دیل پشینا
میرد­ آزا ملی   و روی هوینا
روشت زرد ستره  مانه ­وه  بی­کس
بزیکا   نیکا  هورمز  و  هویچ کس

ترجمه ی سروده:

نیایشگاه­ ها ویران شد­، آتش­ ها خاموش
بزرگ  بزرگان  خو د را  نهان  کرد
عرب ستمکار خراب کرد
روستا­ها را تا شاره ­زور
زنان و دختران  به اسیری رفتند
آزادمردان در خون (خویش) غلتیدند
کیش زرتشت بی­کس ماند
اهورامزدا به هیچ کس رحم نخواهد کرد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۳۶
گروه نویسندگان

شعر (سروده) یکی از کهن‌ترین گونه‌های ادبی و شاخه‌ای از هنر است. شاعران و منتقدان، تعریف‌های گوناگون و بی‌شماری از «شعر» ارایه داده‌اند. در تعریف‌های سنتی دربارهٔ شعر کهن فارسی، ویژگی اصلی شعر را موزون و آهنگین بودنِ آن دانسته‌اند. در تعریف‌هایی دیگر، با دانش، فهم، درک، ادراک و وقوف یکی انگاشته شده‌است. ادبیّات فارسی یا ادبیات پارسی به ادبیاتی گفته می‌شود که به زبان فارسی نوشته شده باشد.

ادبیات فارسی تاریخی هزار و صد ساله دارد. شعر فارسی و نثر فارسی دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند. ادبیات فارسی ریشه در ادبیات باستانی ایران دارد که تحت تاثیر متون اوستایی در دوران ساسانی به زبان‌های پارسی میانه و پهلوی اشکانی پدید آمد. ادبیات فارسی نو نیز پس از اسلام و با الگوبرداری از ادبیات عربی در نظم و نویسندگی دوران ساسانی که ادبیات منثور عربی را ایجاد کرده بود در زمینه نثر متولد شد.

ادبیات فارسی موضوعاتی مانند حماسه و روایات و اساطیر ایرانی و غیر ایرانی، مذهب و عرفان، روایت‌های عاشقانه، فلسفه و اخلاق و نظایر آن را در برمی‌گیرد. حسب موضوع مورد کاربرد در یک آفریده ادبی فارسی آن را در حیطه ادبیات حماسی، غنایی، تعلیمی یا نمایشی قرار می‌گیرد. ادبیات فارسی چهره‌های بین‌المللی شناخته شده‌ای دارد که بیشتر آن‌ها شاعران سده‌های میانه هستند. از این میان می‌توان به رودکی، فردوسی، نظامی گنجه‌ای، خیام، سعدی، مولانا و حافظ اشاره کرد. گوته شاعر مشهور و بین المللی آلمانی که شیفته شعر و شاعری حافظ شیراز بود معتقد است ادبیات فارسی، یکی از چهار ارکان ادبیات بشر است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۲۳
گروه نویسندگان

«گنج خلیل Genc Xelîl» داستانی فولکلوریک در میان کُرمانج هاست. این داستان توسط هنرمندان مختلف و از جمله توسط هنرمند فقید کاویس آغا (۱۸۸۹ – ۱۹۳۶) و به کُرمانجی سروده شده است. داستان این سروده یا لاوژه عشقی است بین دختر عمو ( دوتمام ) و پسرعمو ( پسمام ) که چنین روایت شده است:

گنج خلیل جوانی زیبا , رشید و دلاور و جوانمرد که عاشق دختر عمویش بوده ولی به دلایلی این ازدواج سر نمی گیرد. گنج خلیل و دختر عمویش از اینکه نمی توانند به مرادشان برسند سخت در عذابند. در آن روزگار امیری حکومت می کرد که فقط به فکر کشور گشایی و تصرف کردن سرزمینهای دیگران بوده است .منطقه ای خوش آب وهوا و حاصلخیز وجود داشته که امیر به فکر اشغال آنجا بوده است. شبی امیر در خواب می بیند که با کمک شخصی به نام گنج خلیل آن منطقه را تسخیر کرده است .امیر از خواب پریده و خوابش را برای وزیرش تعریف می کند .و دستور می دهد که گنج خلیل هر جا باشد پیدا کرده و به نزد او بیاورند . مردان وزیر هفت روز و هفت شب می گردند تا گنج خلیل که ساکن شهر آمَد (دیاربکر) بوده را می یابند. خواسته امیر را به گنج خلیل اعلام می کنند .گنج خلیل قبول می کند ولی شرطی را اعلام وآن اینکه امیر بایستی دختر عمویش را که بهش نمی دهند برایش بگیرد. با این شرط گنج خلیل قبول می کند که فرماندهی کشکر را بر عهده گرفته و خواسته امیر را برآورده نماید. امیر شرط را قبول کرده و وزیرش را برای خواستگاری به خانه عموی گنج خلیل می فرستد. وزیر به خانه عمو می رود عموی گنج خلیل وحشت زده از خواب می پرد.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۱۷
گروه نویسندگان


در فاصله سده‌های دوم تا چهارم هجری قمری
قرن دوم هجری قمری
۱ ـ حَفصَه کُردیّه: از زنان پارسای کرد در قرن دوم هجری قمری است. وی تا پایان نیمه دوم قرن دوم در قید حیات بوده است.
«عُمری را در ملازمت و خدمتگزاری شعوانه ـ عارفه قرن دوم ـ سپری کرده و از برکت صحبت وی از مراحل فنای نفس و پشت پا زدن به علایق دنیوی گذشته، و به صفای قلب و حضور دایم نایل گشته، و در زهد و تقوی شهرت به سزایی داشته» مشاهیر، ج ۱، ص ۵
۲ ـ سِتَّه لُبابَه کُردی: از زنان بافراست اوایل قرن دوم هجری قمری بوده است.
«دختر یکی از فرمانروایان مقتدر اکراد موصل، مادر مَروان بن محمد بن مروان بن حَکَم، از ملوک اموی است که در نیمه اول قرن دوم می زیسته است» مشاهیر، ج ۲، ص ۴
قرن ششم هجری قمری
۳ ـ فـَخرُالنـِّساء شَهده دینـَوَری (۴۸۵ ـ ۵۷۴ هق): شهده بنت ابونصر احمد بن فرج بن عُمر اِبری دینوری است. وی عالمه و محدثـّه و مدرّسه و خوشنویس کرد مقیم بغداد بوده و به جهت برخورداری از حُسن خط و انشاء به (شهدهالکاتبه) اشتهار یافته است.
«طالبان دانش، از اناث و ذکور، هر روز در جلسه درس وی حاضر شده و استفاده کرده‌اند .. صدای دلنشینی هم داشته است. همسر شهده مردی دانشمند و ادیب بوده است از اهل بغداد به نام ثقه‌الدوله علی بن محمد مشهور به ابن الانباری» مشاهیر، ج ۱، صص ۴۸ ـ ۴۹
قرن هفتم هجری قمری
۴ ـ امّ محمّد حَکاری (وفات ۷۱۴ هق): ام محمد بنت یوسف از اهالی حَکاری، عالمه و محدثه کرد بوده است.
۵ ـ زینب اسعردیّه (حوالی ۶۲۵ تا ۷۰۵ هق): زینب بنت سلیمان بن احمد اسعردی، عالمه و محدثه کرد مقیم قاهره بوده است.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۰۹
گروه نویسندگان


ئەم ڕۆژی ساڵی تازەیە نەورۆزە ھاتەوە
جەژنێکی کۆنی کوردە بە خۆشی و بە ھاتەوە



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۴۹
گروه نویسندگان
 

 په‌ریشانم په‌ریشانم ولم که‌

دوچار ده‌رد پنهانم ، ولم‌ که !

وه ده‌ردم ئاشنا کردی نه‌کردی

سته‌مگه‌ر فکر ده‌رمانم ، ولم که !

ولم که تا نه‌وه‌یت که‌س په‌ی وه ده‌ردم

دو سێ روژی که مهمانم ، ولم که !

نه‌گرت که‌س ده‌عوه‌تم خوه‌م بیمه مهمان

وه‌ کار خوه‌م په‌شیمانم ، ولم که !

حه‌مامه ئی سرای سه‌رد و گه‌رمه

بساو کیسه‌یی وه‌ ناو شانم ، ولم که !

نه ساخت من وه‌ فولاده نه وه سه‌نگ

هه‌ف هه‌شت ده تیکه سوقانم ، ولم که !

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۵ ، ۰۱:۲۵
گروه نویسندگان


به گزارش خبرنگار کُردتودی، جشن چهارشنبه سوری یک جشن دیرینه برای استقبال از نوروز و یک سنت ملی و میهنی به جای مانده از زرتشت است. واژه چهارشنبه سوری متشکل از "چهارشنبه" که پنجمین روز هفته است و "سور" که در گویش کردی به معنی سرخ و آتشین است. در بیجار دو چهارشنبه آخر سال و در قروه سه چهارشنبه را گرامی می دارند. این مراسم نه تنها در ایران بلکه در کردستان عراق و کردستان ترکیه نیز برگزار می شود زیرا برخی از آن مناطق دارای نژاد ایراتی هستند که بی لیاقتی حکام زمان خود باعث جدایی آنان از ایران شده است.

چگونگی آتش افروزی و سروده های آن

ایرانیان نور را مظهر یزدان پاک و ستایش آن را واجب می دانستند. آتش نیز بزرگترین نماد قدرت اهورامزداست که باید آن را درود فرستیم و بزرگ پنداریم. جشن چهارشنبه سوری از هزاران سال قبل از اسلام برقرار بوده است. هنوز هم در کردستان ایران نه تنها در شب چهارشنبه سوری بلکه در شبهای نوروز نیز آتش افروخته می شود.

در سنندج پس از افروختن آتش یک جارو را داخل کوزه سفالی آتش می زنند و مقداری اسپند در آن می ریزند و کوزه و جارو را از خانه بیرون می گذارند. کسی که این کار را می کند نباید به پشت سر نگاه بیندازد. عده ای از مردان آنجا اخگرهایی از آتش را از روزنه های راهرو و اتاق به داخل می اندازند و براین باور هستند که اینکار مایه ی تحکیم بنیان خانواده و در ایجاد مهرو دوستی بسیار موثر است.

در بیجار عروسکی از پارچه ی رنگی ساخته و از خانه بیرون می برند. این عروسک را بلاگردان خانواده در سال جدید می دانند. در کرمانشاه به هنگام پرش از روی آتش می گویند: زردی من برای تو، سرخی تو برای من.

ادامه

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۰۵
گروه نویسندگان

جاری وا ده ورید گیریاگه

ئانی بارانی نیی،

خوه شه ویسه گه م!

داری  بو؛

پر له بار... دار بو!

ئه گریش دار نیید،

خوه شه ویسه گه م!

کوچگی بو؛

تیر له نموری...کوچگ بو!

ئه گریش کوچگ نیید،

خوه شه ویسه گه م!

مانگی بو؛

له خه و وه یه گه د... مانگ بو!

(حه سه ن . م)

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۱۶
گروه نویسندگان

ئــه‌ی جانب نادر جــوشــا عــه‌زم کـــیــن

ســـوار بـی ســالار ســـولـــه‌یمان نــگین

جـــوشــــا خــــروشــا، وه‌ بـــی مــــودارا

یــــا ســـاڵ قــــوشـــون، کێشـــانه‌ سارا

دانــــه‌ کــــه‌ڕنــــا، خـــێزا ســوپــا و سان

چــــه‌ند فـــه‌وج جـــه‌نگی ئامــانه‌ مه‌یدان

ده‌ســته ‌ده‌سـته‌ کرد تیپـان تیـپ وه‌ تیـپ

هـه‌ر تیپی چـون ته‌ق تیپ ئه‌و ده‌نگ زیپ

تیــپێ ژه هــه‌وشار تیپـێ ژه قـه‌جـه‌ر

تیپــێ ژه ئـه‌فــغان شوورشـه‌ڕ لــه‌ سه‌ر

تیــپێ ژه ئـــوزبــه‌ک تیـــپێ ژه قـــه‌ڵماخ

تـــیپـێ ج- گـــورجــی  تیـپــی ژ قـــازاخ

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۳۴
گروه نویسندگان

میرزام خامووشان میرزام خامووشان

مبارەکت بوو ماوای خامووشان

نووشت بوو بادەی بیھووشی ھووشان

رەفیق مەجڵس جەرگەی مەی نووشان

سەرای سەنگ و گل وەنت بار نەبوو

رووھت نە دیوان شەرمەسار نەبوو

ھانام بۆ ئێجاز دئای خاسان بوو

سزای گوڕ ئەفشار وەنت ئاسان بوو

نە وەخت سئاڵ پرسای خەیر و شەر

قادر وە قودرەت لێوت کەروو تەر

بینای بێزەواڵ، شای پشت پەردە

ببەخشووت گوناێ کردەی ویەردە

دڵ ماوەروو تەنگ وەی کراماتە

میرزام یە سەفەر ھات و نەھاتە


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۱۵
گروه نویسندگان

بازی وه خت هیچ چیتی

بو له ده س داینم نیه

پال ئه یمه و وه به دبه ختیه گانم

بزه م ئه وری

مه ردم له بر خوه یانو

ئه یژین چه خوه شیه

نه زانن زندگی بی به دبه ختی

ته نیا خه وه !

(حه سه ن . م)

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۱۵
گروه نویسندگان

ناو تو؛

هه میشه مه سم ئه کا.

خاستر له شه راو،

خاستر له،

تواو شیعریه ل بی وینه ...

(حه سه ن . م)

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۰۶
گروه نویسندگان


هه ر شه و...
من و خه یالد ،تا سو هاو ده ردیم
پر له په ژاره ی ،شه وه یل سه ردیم
چه وه ری نم نم ،نه رمه وارانیم
په روانه یم له ده ور، قبله ی دوس گه ردیم

      ***
من و خیالت تا صبح فردا همدردیم
درونمان پر از هراس شب های سرد است
منتظر نم نم بارانیم
ما پروانه ایم که تا صبح به دور قبله ی دوست می گردیم.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۳۸
گروه نویسندگان

من ده یشت گه‌نم و جوی شیعر بوم
دایکمیش بارانی په‌له‌دان
من کوچکی ناو لانکه‌ی شاخی بوم
دایکمیش نیشتمان
من کرمی هاوریشمی قوزاخه‌ی به‌هره بوم
دایکمیش داری زوخ و ژان
من جه‌سه‌ی مه‌لی چه رمو
دایکمیش ئاسمانی وه‌ک قه‌تران
من خه‌و و دایکم سه‌رم
من که‌رویشک و ئه‌و چیمنی
من جولانه و ئه‌و لقی دار
من هه‌ناسه و دایکم سینه
ئه‌و قه‌فه‌ز و من که‌وه‌ک
من نقل و ئه‌و شه‌وه‌کی

***
من دشت گندم شعر بودم
مادرم باران رحمت
من سنگ درون گهواره‌ی کوهستان‌اش
مادرم سرزمین
من پیله ابریشم چرخ بهره بودم
مادرم درخت درد و رنج
من تن پرنده‌ای سپید
مادرم آسمان
من خواب و مادرم سرم
من خرگوش و او چمنزار
من تاب و او شاخه درخت
من نفس و مادرم سینه
من کبک و او قفس
من روایت و وی شب تارش...

(بازنویسی حه سه ن. م)

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۰۴
گروه نویسندگان