کورده‌واری

گویش و ادبیات کردهای منطقه قروه- کوردی ناوچه‌ی قوروه

کورده‌واری

گویش و ادبیات کردهای منطقه قروه- کوردی ناوچه‌ی قوروه

کورده‌واری

گویش و ادبیات کردهای منطقه قروه مهجور مانده و از کتابت دور شده است. این وبلاگ شاید آغازی باشد برای پرداختن به این مهم و ثبت رسوم و سنن و شعرهایی که در حال فراموشی است. امیدواریم علاقمندان ما را در این کار یاری فرمایند.
https://telegram.me/kurdawary_ghorwa



موقعیّت جغرافیایی

شهرستان قروه در دشت وسیعی در 93  کیلومتری خاور سنندج و 72 کیلومتری شمال باختری همدان قرار دارد . این شهرستان محدود است از شمال به بیجار و از مغرب به سنندج و از مشرق به همدان و از جنوب به سُنقر و همدان ، مساحت آن 4268 کیلومترمربع میباشد .
 
قروه بین 47 درجه و 48 دقیقه طول جغرافیایی و 35 درجه و 10 دقیقه عرض جغرافیایی قرار دارد.
جغرافیای طبیعی
آب و هوا
 
ارتفاع شهرستان قروه از سطح دریا 1900متر می باشد و همین ارتفاع بیش از حد آب و هوای خاصّی را در منطقه ایجاد کرده است که دارای زمستان بسیار سرد با برف های سنگین و تابستان نسبتاً خنک با وزش بادی همیشگی است.
 
به علت گرم و خشک بودن میزان رطوبت هوا کمتر و باران های بهار و پائیز متوسط است . میزان بارندگی متوسط سالیانه آن حدود250 تا 350 میلیمتر و یا بیشتر میباشد.
بادهای مشهور این شهرستان عبارتند از :
الف ـ باد شمال ( شه مال ) ، ب ـ باد سیاه ( ره شه باد ) ، ج ـ باد زلان ، د ـ گرد باد
منابع طبیعی قروه

با توجّه به این مطلب که شهرستان قروه در منطقه ای سردسیر و کوهستانی قرار دارد ، دارای ارتفاعات بسیاری می باشد . همچنین در آن چشمه ها و چندین رودخانه فصلی و قنوات  متعدّی وجود داشت که از ذوب شدن برف کوهها و ارتفاعات بوجود میآمد که بعلت حفر چاهها و خشک سالیهای سنوات گذشته خشک شده اند.
موقعیّت کوهستانی ، جهت چین خوردگی ها و نحوة تابش خورشید ،در میزان پوشش گیاهی این ناحیه مؤثر است .که اکثر دامنها پوشیده از گیاهان معطر و چند ساله مانند انواع گونها ، گراسها از خانواده گرامینه،گونه های معطر و دارویی مانند : بابونه ، آویشن ، گل گاوزبان ، هرزه ، نعناع ، کُما و جاشیر
در کوهستان های قروه انواع پرندگان و پستانداران زندگی می کنند که مهمترین آن ها عبارتند از :
پستانداران علفخواران : قوچ و میش، کل و بز ، خرگوش، گراز ، انواع جوجه تیغی
پستانداران گوشتخوار : گرگ ، روباه ، شغال
پرندگان : شاهین ، کبک ، کرکس ، عقاب طلایی ، دال ،جغد ، شاه بوف ، قوش ( طولان ) ، قمری ، فاخته ، بلدرچین ، میش مرغ ، انواع مرغابی ، آنقوت ، حواصیل خاکستری ، لک لک سفید ، غاز خاکستری ، چنگر ،بط ، آپچیک آواز خوان ، کبوتر چاهی ، سبز قبا ، سهره معمولی ، گنجشک معمولی ، زاغی ، اگرت بزرگ ، پاشلک معمولی ، اگراس سیاه ، حواصیل زرد ،  حواصیل ارغوانی ، کوکرگندمی ، قرقی .

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۶ ، ۲۰:۲۲
گروه نویسندگان

در یکی از شهرستان های استان کرمانشاه گروه تنبور نوازان مستور بصورت کاملا سنتی به تنبور نوازی پرداختند. به گزارش آوای ایرانیان: این گروه متشکل از زنان و مردانی است که با پوشش سنتی “کردی” میباشند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۶ ، ۲۲:۱۶
گروه نویسندگان

   ئه گر که م که م/ دی خوه شته من نه ید/ منیش تو له دلم ئه وه م/ که م که م/ ئه گر یه ی ده فه له بیرمه و بووه ی/ دی له شونم مه گه رره/ بو ئه وه/ به له تو/ له بیره و بردمه سه ت...


وه ر گیر:حه سه ن.م



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۶ ، ۱۸:۲۹
گروه نویسندگان

در فهلویات باباطاهر همدانی در بسیاری از موارد از واژه های مختص لکی-چهاردولی استفاده کرده است و چون در ایران لکی را به اشتباه جزئی از لری می دانند می گویند که اشعار وی به گویش لری سروده شده است در زیر برای مثال به چند بیت اشاره می کنیم.

بوره ای روی تو باغ بهارم

خیالت مونس شب های تارم

سر کوی ت بتا چند آیم و چِم

ز وصلت بینوا چند و آیم و چِم

بوره کز دیده جیحونی بسازیم

بوره لیلی و مجنون بسازیم

زعشقت آتشی در بوته دیرم

در آن آتش دل و جان سوته دیرم

کلمه "دیرم" فعل است و به معنی "دارم" می باشد کلمه چم اگر فعل باشد از چوئین = رفتن به معنای چـِم = رَوم است اگر اسم باشد چَم به معنای رودخانه است

  • «دِیرم» (دارم): تن محنت کشی دیرم خدایا، دل حسرت کشی دیرم خدایا
  • «ته یا تُوه» (تو): بی ته یارب به بستان گل مرویا
  • «وینم» (ببینم): گرم دسترس نبی آیم ته وینم
  • «بَسُم» (بشوم،بِچوم، بروم): بسم آنان بوینم که ته وینند
  • «بوره - بُِرَوه» (بیا): دمی بوره بوین حالم ته دلبر
  • «سوته از سوتیاه» (سوخته): بوره سوته دلان با ما بنالیم
  • «واتنی یا وَتنی» (گفتنی): به کس درد دل مو واتنی نه

این گویش شباهتی به گویش وفس در شهرستان کمیجان.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۶ ، ۲۰:۵۰
گروه نویسندگان


دهستان لک
چمقلوشیدا / نجف آباد /احمد آباد باش/تازه آباد گیلکلو/جعفر/چراغ آباد شکر آباد/حسن خان/حسین آباد الاخان/سیلاب/شادی آباد/شوراب هزاره/کمال آباد محمد صالح/گزل قایه/گیلکلو/محمدصالح/ نیازبلاغ / عباس آباد/عبدل آباد/عربشاه/فرهاد آباد/فیروز آباد/ملک آباد/منتش

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۶ ، ۱۱:۲۶
گروه نویسندگان

گویش لکی

دانشمندان زبانشناس لک‌ها را در شاخه اقوام جنوبی کوردی طبقه‌بندی می‌کنند، اتنولوگ آن را یک زیرشاخه چهارم کوردی طبقه‌بندی می‌کند.

گویش‌های جنوبی کوردی یا (جنوب شرقی) شامل تعداد زیادی لهجه‌های منفرد و متفاوت نظیر (کرماشانی، کلهری، سنجابی، لکی در استان‌های کرماشان، کردستان، ایلام و لرستان در غرب ایران و نیز در شرق عراق هستند.

دانشنامه بریتانیکا لک‌ها را از اقوام کورد نام می‌برد.[ و شماری دیگر از منابع نیز لک‌ها را در شاخه اقوام کوردی از شاخه زبان‌های ایرانی‌تبار غربی قرار داده‌اند. در کتاب "دائرةالمعارف اسلام" آمده‌است که: در لرستان قدیم برخی اقوام کورد (قبایل لک در شمال و همچنین در بین فیلی‌ها، ایل محکی) زندگی می‌کنند.

دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز، لکی را لهجه‌ای از زبان کوردی دانسته‌است؛ زبانشناس کانادایی آنونبی نیز در مورد لکی نوشته‌است که نظر فتاح را قبول دارد که لکی را در میان زبان‌های کوردی طبقه بندی کرده‌است.

می‌توان گفت لکی بازمانده زبان‌های اصیل اوستایی و پهلوی است که به دلیل شرایط خاص جغرافیایی این مناطق، کمتر دچار تغییر و تحول شده است.

بیشتر لک‌هایی که از لکستان دور شده‌اند به گویش‌های دیگر تکلم می‌کنند. لک‌های ساکن در میان قشقایی‌ها به زبان ترکی، بخشی از لک‌های ساکن استان فارس و کرمان به زبان فارسی و «لک‌های ساکن جنوب آنکارا نیز به زبان ترکی تکلم می‌کنند».

وجه تسمیه لک

پژوهشگران پیرامون وجه تسمیه «لک» نظرات متفاوتی ارائه داده‌اند: چنانچه در فرهنگ‌های کوردی ذیل واژه لک آمده است: «بخش بزرگی از کوردان»(فرهنگ باشور، عباس جلیلیان "ئاکۆ" ص ٩٥٢) و «صد هزار از چیزی» (فرهنگ هژیر،٢٠٠٧، هژیر عبدالله پور ج ٢ ص ٢٠٢). دکتر عبدالحسین زرکوب، شیخ محمد مردوخ، عبدالله شهبازی، ت. فیروزان و محمدامین زکی بگ درمورد کورد بودن ایل لک اتفاق نظر دارند و محمدامین زکی بگ در مورد ایل لک می‌نویسد: در کورد بودن ایل لک هیچ شک و تردیدی وجود ندارد و لک‌ها از کوردان اصیل هستند، در دایره المعارف کوردی نیز آمده است: «لک‌ها یکی از طوایف بزرگ کورد است که چون صد هزار جمعیت داشته‌اند، آنها را لک یعنی صد هزار گفته‌اند»(صفی زاده،١٣٨٠:ذیل لک). در اسناد تاریخی قرن شانزده میلادی نیز طوایف لک را بخشی از طوایف کورد می‌دانند نظیر کتاب شرفنامه شرف‌خان بدلیسی که به فارسی نوشته شده‌است. صاحب برهان قاطع نوشته است که هر چیز به صد هزار رسید، آن را لک خوانند(خلف تبریزی،١٣٥٧:ذیل لک).در لغت نامه‌های فارسی نیز نوشته شده است:«کوردهایی که در لرستان ساکن و خوش هیکل و تنومندند. و نیز لهجه‌ای از زبان کوردی که مردم هرسین و توابع بدان سخن گویند و نام طایفه‌ای از ایلات کورد ایران که در کلیائی کرماشان و همدان و اصفهان و کردستان و اسفندآباد و چهارکاوه و علی وردی مسکن دارند»(دهخدا،١٣٧٣:ذیل لکی) . «دهی از دهستان نازلو بخش حومه شهرستان ارومیه، واقع در ١٧ هزارگزی شمال باختری ارومیه و سه هزارگزی باختر شوسه  ارومیه به سلماس … »(از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).«دهی از دهستان خدابنده‌لو از بخش قروه شهرستان سنندج، واقع در ٢١ هزارگزی جنوب خاوری گل تپه، سر راه شوسه همدان به بیجار …» (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).

جغرافیای برخی از ایلات لک در ایران
استان کردستان: ایل چهاردولی قروه-روستای لک قروه-روستای لک خدابنده لو قروه و ایل زند در سنندج ( نقل قول از ایرج افشار سیستانی) و گروس(کوچ توسط نادرشاه،نقل از هنری فیلید) و و حضور لک ها در اسفندآباد و منطقه برزاب(آیت محمدی کلهر).

استان همدان: ایلات چهاردولی، فلک الدین، زوله، ترکاشوند، موسی وند، زند(نویسندگانی نظیر سایکس، بهرام افراسیابی، محمدعلی سلطانی، محمد امین زکی، اسکندر امان الهی، ایل بگ جاف، البارون دوبد، سیروس بهرام، عبدالله شهبازی و جان آر پری در باره زندیان نوشته اند و همگی بر این نظرند که اصالت خاندان زند لک است)، غیاثوند، جلیل وند، کاکاوند در اسد آباد-نهاوند-تویسرکان-ملایر.

استان کرماشان: ایلات زوله(محمد علی سلطانی به نقل از تاریخ طبری ص ٤٦-٤٥ می گوید مردم این ایل از نوادگان زو فرزند طهماسب از پادشاهان پیشدادی می باشند، و نیز یکی از ایلات باستانی کورد پیش از میلاد می باشد(مجله سروه ش ١٦٦-١٦٥)، کاکاوند( مرحوم عمادالدین دولت شاهی در کتاب کوههای ناشناخته اوستا سابقه این ایل را در زمان نوشتن اوستا می داند و شیخ محمد مردوخ این عشیره را از اعقاب کاشیان ساکن در غرب دلفان در منطقه هرسین و چمچال می داند)، ترکاشوند، جلالوند، خالوند، قیاسوند، جلیلوند، نامی وند، پایروند (یکی از ایلات باستانی کورد پیش از میلاد می باشد(مجله سروه ش ١٦٦-١٦٥)، بالوند، همه وند، شیرازی، عثمانوند یا هوزمانوند، احمد وند، اولاد قباد، کرم علی یا کرم علی وند، خزل، قلایوند، دیناروند، همایون وند، مافی وند،بهتولی وند، فولادوند،  باجولوند،  سالاروند در کرماشان- هرسین- اسلام آباد غرب- کرند غرب-صحنه— چمچمال- دینور-درودفرامان-ماهیدشت و.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۶ ، ۱۱:۱۴
گروه نویسندگان

در ابتدای سال 1294 (هجری شمسی) در زمان جنگ جهانی اول، قروه علیرغم قلت جمعیت ،ولی به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی اش ، توسط قوای روسیه تزاری به فرماندهی ژنرال باراتف و توسط سربازان تحت امر سروان مامانف تصرف واشغال گردید.

مردم مظلوم و وحشت زده ونگران قروه با شنیدن خبرهای ناخوشایند احوال جنگ و وصفی که از عملکرد و رفتار وحشیانه و ظالمانه وبی اخلاقی سربازان روسی در شهرها و روستاهای اطراف شنیده بودند به توصیه بزرگان مبادرت به اختفاء به موقع زنان ودختران در زاغه ها ویا غارهای اطراف روستا ویا کوچاندن وفراری دادن آنان نمودند،همچنین با ابتکار بعمل آمده نسبت به پنهان سازی و چال نمودن گندم و سایر ارزاق ومواد غذایی و مایحتاج اولیه زندگی در کف منازل (به صورت کف کنی اتاقها و پوشش لایه به لایه کاه وگندم ) به منظور عدم دسترسی قوای روسی اقدام کردند،ورود نامیمون سربازان روسی به منطقه با قحطی و خشگسالیهای متمادی آن سالها مقارن بود،که باعث گسترش هرچه بیشتر گرسنگی و مرگ و میر و قحطی در کل کردستان و قسمتهای زیادی از کشور بود.

روسها در روزهای اول ورود به قروه در اطراف چشمه های مشهور به بلاغ (ابتدای خیابان سید جمال الدین اسد آبادی فعلی ) با برپایی چادر و احداث دیوارهای خشکه چین اردوگاهی موقت ایجاد نمودند ودر روزهای بعدنیز به زور با تصاحب منازل مردم و آواره کردن آنان نسبت به ایجاد استحکامات وپایگاه اقدام کردند.

قزاقهای روسی مطابق خوی و خصلت غیر انسانی آن وقتشان با اقدامات تحقیر آمیز و بسیار سخت گیرانه و ویران کننده، متاسفانه خرابیهای جبران ناپذیر زیادی درمنطقه به بار آوردند، خانه وکاشانه ، مزارع وباغات وکشت زارهای زیادی را تخریب و به آتش کشیدند وموجبات آوارگی و در بدری تعداد زیادی از اهالی فقیر و بی پناه قروه ومنطقه را فراهم نمودند،مردم مظلوم را وادار به تامین علوفه مورد نیاز اسبهایشان نمودند ودر مرحله بعد با شناسایی احشام،طیور و ذخایر گندم ، آرد و ارزاق موجود مردم ، تامین غذای روزانه و آذوقه قشون را مطالبه کردند و در نهایت با زیاده خواهی خواستار در اختیار گذاری روزانه بیش از 30 نفر کارگر وگاها تمام مردان روستا جهت انجام کارهای بسیار سخت وجانکاه راه سازی (روسها به سرعت نسبت به تعریض وتوسعه واحداث پلها و ابنیه فنی راه مالرو قدیم سنندج به همدان وتغییرمسیرآن اقدام نمودند ، میتوان گفت بنوعی شالوده و بنای اولیه واصلی راه فعلی همدان به سنندج همان مسیراست که در آن زمان بنا به ضرورت سریع انتقال قوای روس از سنندج به همدان وبالعکس مورد نیاز بود اقدام کردند، در سال 1340 راه مذکور مجدداً بازسازی و پلهای آن تعریض وشن ریزی گردید و سالها مورد استفاده قرار گرفت).

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۶ ، ۱۷:۵۴
گروه نویسندگان
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۹۶ ، ۱۸:۱۷
گروه نویسندگان

پنجشنبه 23 شهریور در پاسداشت یک عمر فعالیت مستمر در عرصه تألیف و طراحی مراسم بزرگداشت استاد عربعلی شروه مؤلف و مترجم بیش از 120 عنوان کتاب هنری ، در قروه برگزار شد.
این مراسم که با حضور همسر استاد فقید شروه ، بانو مرضیه قره داغی و خانواده و آشنایان و همچنین مسئولین و هنرمندان و هنردوستان قروه ای ، برای اولین بار و در جهت معرفی استاد شروه به عنوان یک هنرمند کردستانی و متولد شهر قروه برگزار شد
در ابتدا دکتر رحمت صادقی رئیس بنیاد نخبگان استان کردستان سخنرانی کرد و گفت : قدردانی از استادان و مفاخری که در پهنه این سرزمین چون خورشید می درخشند کاری ستودنی است و برهمگان انجام این وظیفه لازم است .
وی با اشاره به بزرگان و فرهیختگان استان کردستان و شهرستان قروه گفت : این شهر بزرگانی مانند میرزاده عشقی ، ملاعلی مامقی ، عبدالباقی خان و چندین نفر از بزرگان و مفاخر را در دل خود پرورش داده است . و باید جایگاهی ایجاد شود که نسل جدید و جوانان ضمن شناخت این هنرمندان و مفاخر از آنان الگو بگیرند و بتوانند به درجه عالی و کمال هنری و علمی واقعی برسند .
در ادامه مراسم استاد مرضیه قره داغی همسر استاد شروه که خود از شاگردان استاد شروه بوده است در باره او گفت : شروه ، هنرمند ، مجسمه ساز ، مترجم ، معلم ، سرامیست ، عکاس ، نقاش و پژوهشگر در زمینه هنر بود .
وی افزود : شروه ساده زیست ، ساده پوش ، با صداقت ، شفاف ، سخاوتمند ، شوخ طبع و با تواضع زبانزد بود و ساده حرف می زد و ساده می نوشت ، انسان فرهیخته ای بود با روحی بزرگ که عاشق مردم و تمام زندگی اش برای مردم بود . 
مراسم با نوای دف نوازی گروه چهل دف ادامه یافت و بعد از آن برنامه گفتمان با حضور اساتید برجسته هنری چون استاد رضا هدایت (خواهر زاده استاد شروه ) ، استاد محمد رضا فیروزه ای ( نقاش و طراح ) ، استاد احمد فتوت (نقاش و طراح ) و محسن صالحی نویسنده و پژوهشگر ، برنامه گفتمان برگزار شد و هر کدام از این استادان خاطراتی را از استاد شروه بیان کردند.  و در پایان با اهدای لوح و تندیس ویژه مراسم از خانواده استاد ، اساتید و شاگردان استاد شروه تجلیل و تقدیر به عمل آمد . این مراسم با همت انجمن باران ، ماهنامه مهر دلبران و بنیاد نخبگان استان کردستان برگزار شد .

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۵۹
گروه نویسندگان

به گزارش خبرگزاری فارس از قروه، به همت انجمن باران، نشریه مهر دلبران و بنیاد ملی نخبگان دفتر استان کردستان، مراسمی در بزرگداشت یاد و خاطره استاد عربعلی شروه بنیانگذار سبک نوین طراحی در ایران و مترجم و مولف بیش از 120 عنوان کتاب در زمینه هنر و طراحی در قروه برگزار می‌شود.

صادق حسین‌زاده مسئول انجمن باران شهرستان قروه در این خصوص گفت: این انجمن در راستای معرفی شخصیت‌های هنری و فرهنگی بومی، اقدام به برگزاری مراسم بزرگداشت زنده یاد استاد "عربعلی شروه" با همکاری ماهنامه‌ مهر دلبران و بنیاد ملی نخبگان استان کردستان کرده است که این مراسم روز پنج شنبه 23 شهریور ساعت 16 در کانون امام خمینی و با حضور خانواده استاد شروه، اساتید و همکاران و دانش آموختگان برگزار می‌شود. 

استاد عربعلی شروه و هنرهای تجسمی

عربعلی شروه (۲ مهر ۱۳۱۸ - ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰) هنرمند نقاش، سفالگر و مجسمه‌ساز ایرانی بود. از دیگر سوابق کاری این هنرمند فقید می‌توان به برپایی نمایشگاه‌های متعدد فردی و گروهی طراحی، نقاشی، مجسمه و سفال و تدریس در دانشکده‌های هنری ایران اشاره کرد. او در سال ۱۳۴۸ برای تحصیل در رشتهٔ نقاشی وارد دانشکده هنرهای زیبا شد و در سال ۱۳۵۴ تحصیل خود را در دانشگاه به‌ اتمام رساند. در این زمان برای تدریس آناتومی، به هنرستان هنرهای تجسمی دعوت شد، علاوه بر آن در دانشکده هنرهای زیبا نیز به‌تدریس این درس پرداخت. حضور او در دانشکده تا زمان انقلاب فرهنگی ادامه یافت. در این مدت، وی علاوه بر تدریس، هم‌چنان سفالگری را دنبال کرد، به‌طور جدی‌تر به‌کار ترجمه پرداخت و در کنار اسماعیل توکلی (مش‌اسماعیل) مجسمه‌سازی را آغاز کرد. وقوع انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها در سال ۱۳۵۹ شروه را بیش‌تر به‌سمت ترجمه کشاند که همین امر نقشی مهم در توسعهٔ هنر ایران داشت.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۳۹
گروه نویسندگان

دایرةالمعارف ” کوردیکا ”
بخش “الف ” و “ب ” با ویراست جدید به تعداد چاپ محدود وارد بازار شد
شامل تمام گویشهای کوردی ” کەلهۆری ، کورمانجی ، سۆرانی ، هەورامی ، لەکی ، لوری ،شەبەکی”
به تالیف : ئاکۆ جلیلیان
مرکز فروش : انتشارات دیباچه سعید زنگنه 09183331033

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۱۱
گروه نویسندگان

به نقل از ایبنا، محمد قاضی فرزند میرزاعبدالخالق قاضی در ۱۲ مرداد ۱۲۹۲ در شهر مهاباد در استان آذربایجان غربی ایران به دنیا آمد.  از ابتدای دهه ۱۳۲۰ با ترجم اثری کوچک از ویکتور هوگو به نام «کلود ولگرد»، نخستین قدم را در راه ترجمه برداشت و پس از آن ۱۰ سال ترجمه را کنار گذاشت. در سال ۱۳۲۹ پس از صرف یک سال‌و نیم وقت برای ترجمه «جزیره پنگوئن‌ها» اثر آناتول فرانس، به‌زحمت توانست ناشری برای این کتاب پیدا کند، اما سه سال بعد که این اثر انتشار یافت، به دلیل شیوایی و روانی و موضوع متفاوت کتاب، آناتول فرانس از ردیف نویسندگان بی‌­مخاطب که کتاب­شان را در انبار کتاب‌فروشان در ایران خاک می‌خورد به درآمد.

در سال ۱۳۳۳ کتاب «شازده کوچولو» نوشته سنت اگزوپری را ترجمه کرد که بارها تجدید چاپ شد. محمد قاضی با ترجمه دوره کامل «دن کیشوت» اثر سروانتس در سال‌های ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۷ جایزه بهترین ترجمه سال را از دانشگاه تهران دریافت کرد.محمد قاضی پس از بازنشستگی از وزارت دارایی، به فعالیت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پرداخت که حاصل این دوره ترجمه کتاب‌های «باخانمان» از هکتور مالو، «ماجراجوی جوان» از ژاک ژروند و «زوربای یونانی» از نیکوس کازانتزاکیس است. محمد قاضی در ۱۳۵۴ به بیماری سرطان حنجره دچار شد و هنگامی که برای معالجه به آلمان رفت، بیماری تارهای صوتی و نای او را گرفته بود. این مترجم به­نام ایرانی پس از جراحی، به ‌علت از دست دادن تارهای صوتی، دیگر نمی‌توانست سخن بگوید و از دستگاه خاصی برای حرف زدن استفاده می‌کرد؛ با این حال کار ترجمه را ادامه داد و ترجمه‌های جدیدی از او تا آخرین سال حیاتش انتشار می‌یافت. وی ۵۰ سال ترجمه کرد و نوشت و نتیجه تلاش او ۶۸ اثر اعم از ترجمه ادبی و آثار خودش به زبان فارسی است.وی بیشتر از زبان فرانسوی به فارسی ترجمه می‌کرد. همچنین آثاری را از روسی و کردی به فارسی برگرداند. قاضی در مقدمه کتاب‌های خود تحلیل‌های عالی و عقاید جالبی را می‌گنجاند که کتاب‌های مورد ترجمه او را بسیار جذاب‌تر می‌کرد. محمد قاضی در سحرگاه چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۷۶ در ۸۴ سالگی در تهران درگذشت. او در شهر زادگاه خود مهاباد به خاک سپرده شد.در ادامه نگاهی داریم به آثاری که از این مترجم ایرانی منتشر شده‌اند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۰۹
گروه نویسندگان

هۆنه‌رمه‌ندێ که‌ وه‌ زووان ڕه‌سن، نه‌واێ مۆسیقا سه‌ر دا و له‌ عشق وه‌ت و له‌ عاشق بوین ژه‌نی‌و وه‌ خه‌لق ئاساره‌یل پڕ ئه‌رزشێ، ئڕاێ هه‌میشه‌ یاد و ناو خوه‌ێ له‌ ناو کۆمه‌لگاێ هۆنه‌ر په‌روه‌ر، وه‌ میرات هیشت.
له‌ێ سه‌رده‌مه‌ که‌سێک نییه که‌ زانیاری کەمێگ لە سەر مۆسیقا داشتودو مۆجته‌با میرزاده‌ نه‌نا‌سێد‌و کۆرته‌ باسێگ له‌ سر ژیان نامه‌ێ پڕ له‌ ده‌رس ژیانێ نه‌زانێ… ژیان نامه‌ێ هۆنه‌ری میرزاده‌ هه‌ر‌ جوور باخ پڕ له‌ گۆڵێگه‌ که‌ بوو خوه‌ش نووکاری له‌ جی وە جیەێ خۆنیشاندان که‌ێد، ک وه‌ باوه‌ر من ئه‌گه‌ر میرزاده‌ جوور که‌سایه‌ت گه‌وراێگ له‌ ناو مۆسیقاێ ئێران و کوردستان ناو بووه‌یم، هه‌م که‌م وه‌تیمه!‌.. مامۆستا میرزاده‌ له‌ ژه‌نیاری فێشتر ئاڵات مۆسیقاێ ڕۆژهه‌ڵات وه‌ خاسی شاره‌زا بوی وە‌ ته‌نیا ئه‌ڕا خوه‌ێ ئۆرکستر گه‌وراێگ بوی. ڕێکاره‌یل تایبه‌تی میرزاده‌ له‌ ژه‌نین ڤیۆلۆن و تاکه‌ژه‌نیه‌لێ و ڕێبه‌ری ئۆرکستر گه‌ورای ڕادیۆ ئێران و سازکردن مه‌تن مۆسیقاێ فێشتر له‌ 56 فیلم ئێرانی و ئافراندن ئاسار پڕ ئەرزشێ له‌ مۆسیقاێ کوردی، میرزاده جوور که‌سایه‌ت گه‌وراێگ له‌ ناو دنیاێ مۆسیقا جی داس..

مۆجته‌با میرزاده‌ له‌ سال 1324 هه‌تاوی (١٩٤٥ میلادی) له‌ ڕۆژهه‌ڵات کوردستان پارێزگاێ کرماشان له‌ بنه‌ مالێگ مه‌زهه‌بی ک فره‌ هه‌زێان له‌ مۆسیقا نه‌یو چەو وە دنیا واز کرد… وه‌ وه‌ته‌ێ خوه‌ێ:(من له‌ منالیا فره‌ هه‌زم له‌ ده‌نگ مۆسیقا هات و هه‌میشه‌ چه‌ن گله‌ بشقاو و لێوان نامه‌ لاێ یه‌کوو وه‌ کەمچگێ دام له‌ بانێان تا ده‌نگێ لێ هێز بگرێد.. هه‌میشه‌ وه‌ێ شێوه‌ کاره‌یله هەز خوه‌م له‌ مۆسیقا بردم)
میرزاده‌ له‌ ژیان هۆنه‌ری، وه‌ل گیر وگرفته‌یل فرێگا به‌رامبه‌ر بویه‌ وە ته‌نانه‌ت له‌ ناو بنه‌ ماله‌ێ که‌سێ وه‌ هه‌ول ده‌ری نه‌یو و هه‌میشه‌ سه‌ر سه‌خت له‌ به‌رامبه‌رێ وسان ک له‌ مۆسیقا واز بارێ، به‌ڵام وه‌ ئێراده‌ێ ڕاسته‌قانه‌ێ،‌ باوه‌ر‌ێ ک وه‌ ئامانجێ داشت وه‌ێ قسه‌یله‌ گووش نێاو، بوە‌ ئه‌ێ میرزاده‌‌ ک ئیسه‌ سۆمبڵ کۆمه‌لگاێ هۆنه‌رییه‌.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۵۶
گروه نویسندگان

از فیلم مستند-داستانی «ثریا»، اولین ساخته اکبر محمدی فیلم ساز کرد، روز چهارشنبه 4 تیر ماه در سینما قدس همدان رونمایی خواهد شد. این فیلم روایت انسانی است تنها از پس گذشت سال ها دلدادگی. با کادربندی ها و نماهای موثر و زیبا.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۰۶
گروه نویسندگان

ئه وئانه وا ئاگروید

نه ئه سوزانیدم

نه گه رمه و ئه کردی.

ئه و ئانه وا چه میگود

نه له ناو خودا ئه خنکانیده م

نه ته نانه ت له حزه ی

له باوش موجی خول مه داید.

ئایسه دی

گه رده لولانی خاموشی

وا روژی چه ندین و چه ند دفه غوره د تی؛

نه ده می له پالمه و  قه رار ئه وری

نه ده فی، ته نانه ت ده فی

ته ک خودا ئه وه یده م.


عنوان از مترجم: ح.م

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۶ ، ۲۰:۰۰
گروه نویسندگان


کرد پرس- موسیقی فولکلور کُردی را جاودانه کرد تا خودش نیز جاودانه باشد،هنر و صدایش در هر نسلی مشتاقانی دارد، نام و آثارش خانه مشترک همه سلیقه های متفاوت هنری است و در واقع حلقه اتصال نسلهای گذشته و نسلهای امروز کُرد زبانان در زمینه موسیقی است.

به گزارش کردپرس، "حسن زیرک" در یکم آذر 1300در محلهٔ قلعهٔ سردار شهر بوکان به دنیا آمد و بدین ترتیب50 سال زندگی پر از درد وسختی اش آغاز شد.
شعری که سروده زنده یاد دکتر محمد صدیق مفتی زاده است و بر مزار حسن زیرک در دامن "ناله شکینه" حک شده است، در 6مصراع به زیبایی تمام زندگی پنجاه ساله حسن زیرک را به تصویر می کشد.
 زیره‌ک زۆرت کرد خزمه‌تی هونه‌ر
ژینت‌له پێناو هونه‌ر برده سه‌ر
باوه کوو له‌ژین نه حه‌سایه‌وه
په‌ژاره‌ت زۆر دی، زۆر چه‌وسایه‌وه
رۆژگارت ساتی به‌بێ غه‌م نه‌بوو
به‌ڵام له هونه‌ر، هیچت که‌م نه‌بوو
داستان زندگی حسن زیرک، داستان موسیقی، آوارگی و نداری است که "میدیا زندی" همسر زیرک در کتاب چریکه کردستان این داستان را به صورت زیر روایت می کند:
زیرک بعد از آنکه در یک حادثه تصادف ماشین در سقز سبب مرگ جوانی 18 ساله می شود و به حبس ابد محکوم می شود، مادرش، همسر زیرک به نام "محبوبه" را به همسری برادرش در می آورد.
این کار، دل لطیف حسن را شدیداً آزرده می کند و داستان آوارگی های او شروع می شود.
زیرک به عراق می‌رود و در مسافرخانۀ فندق شمال، به شاگردی می‌پردازد. روزی هنگام نظافت، درحالی که مشغول زمزمۀ یکی از ترانه‌هایش بوده، مسافری به نام جلال طالبانی (رهبر وقت اتحادی، میهنی کردستان)، که در آنجا اقامت داشته، باشنیدن صدای حسن زیرک، او را به رادیو بغداد برده و زیرک در آنجا مشغول به کار می‌شود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۶:۱۳
گروه نویسندگان


نویسنده: روح الله زرین/ قروه ـ خبرنگار

قروه یکی از شهرهای استان است که هنرمندانش در زمینه شعر و ادبیات بسیارفعال هستند. وجود چهره‌های ادبی در قروه نشان دهنده این ظرفیت است. این افراد ترویج شعر و ادبیات فاخر کردی و فارسی را هدف خود قرار داده اند، به طوری که همواره تلاش این چهره‌ها علاوه بر معرفی آثار نویسندگان و شاعران در سده‌های مختلف تاریخی، خلق آثار نوشتاری با مضامین و محتوای امروزی است تا بتوانند هر آنچه نیاز یک مخاطب محسوب می‌شود با ذوق و قریحه در آثار نظم و نثر خود به رشته تحریر در بیاورند. یکی از این افراد میکائیل فلاحی«خیال کردستانی» دبیر بازنشسته آموزش و پرورش است که توانسته علاوه بر شغل خود، در زمینه شعر و ادبیات کردی و فارسی آثاری را منتشر کند که با استقبال مخاطبان نیز همراه است.
با توجه به این‌که چند دهه است درمناطق مختلف قروه معلم بودید، علاقه به سرودن شعر در شما از چه زمانی آغاز شد؟

از همان دوران کودکی به خط خوش مشهور بودم و این مهم از من یک چهره ممتاز در مدرسه ساخته بود که سبب شد به نوشتن به‌عنوان یک هنر خاص روی بیاورم. همچنین سرودن شعر در اوایل نوجوانی در ذهنم شکل گرفت و اشعار و دل نوشته‌هایم مورد استقبال مخاطبان بود، چرا که در نشریات محلی به چاپ می‌رسید، ولی به صورت جدی از سال ۱۳۷۴شروع به سرودن شعر با زبان کردی و فارسی کردم. همچنین یک سال بعد اشعارم را در قالب غزل، دوبیتی و اشعار کردی در هفته‌نامه و ماهنامه‌های مختلف استان وچندین نشریه دیگر به چاپ رساندم. این روند هرروز مرا تشویق می‌کرد که از احساسات و عواطف خود در زمینه سرودن شعر بیشتر و منسجم‌تر استفاده کنم. همچنین تخلص ادبی «خیال کردستانی» را برای خودم انتخاب کردم.
ازکتاب هایتان بگویید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۰۲
گروه نویسندگان


محمد عبدالملکی شاعر و نویسنده قروه ای در گفتگو با خبرنگار سراب خبر  گفت: این مجموعه با عنوان" خاسی هه ر که راسیا، جواو خاسیش خاسیا " شامل اشعار کردی به زبان هورامی می باشد که به زودی در چاپ نخست در سراسر استان کردستان منتشر خواهد شد.

وی افزود: پس از انتشار در سطح استان کردستان دیگر مناطق کشور را نیز در چاپ دوم و در چاپ های بعدی مد نظر قرار خواهیم داد تا این کتاب در سراسر کشور به عنوان کتاب شعر کودک به زبان هورامی منتشر گردد.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۵۶
گروه نویسندگان

کتاب"80 هایکوی حوا" تالیف شاعر قروه ای خانم لیلا رضایی اولین کتاب دو زبانه ی (فارسی -کوردی) به چاپ رسید. این کتاب در دو بخش فارسی _کوردی و در 132صفحه به چاپ رسیده است که شامل 40 هایکو در زبان و ادبیات فارسی و40 هایکو در ادبیات کوردی می باشد که در اختیار مخاطبان و قشرکتابخوان قرار گرفته است. شایان یادآوری است که پیشتر از این شاعر کتاب"هایکو به زبان ساده " به چاپ رسیده است.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۴۶
گروه نویسندگان

به هاریش نه تانست

دریای قه فه سه گان واز کاد

ته نیا مه له گان

له ته نگه وه ری قه فه سه گان

بی قه رار کرد

(عه سگه ر ئاهه نین)

(حه سه ن . م)

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۳۷
گروه نویسندگان


سرویس آذربایجان غربی- "کریم صوفی مولودی" متخلص به (تینووی مه هابادی) متولد 1339مهاباد، شاعر، نویسنده، عکاس و شاگرد استاد هێمن است. از این شاعر و نویسنده ی مهابادی تا کنون 3 کتاب شعرکلاسیک و نو به نام های( مومیاێکان، به فرینه خه یاڵ، وه رزی پێنجه م)، کتاب طنز در ادبیات کردی(مجموعه طنز به زبان کردی)، کتاب (تاریخ عکاسی در جهان، ایران و کردستان)، 2 کتاب مجموعه ی مقالات، کتاب شعر (طوارق)به زبان فارسی که بیان عقاید معنوی و آیینی شاعر می پردازد و چندین و چند مقاله به زبان های کردی و فارسی در مجلات معتبر دارد که در مجموع 11 کتاب به تالیف رسانده و تنها کتاب شعر وی به نامه (مومیاێکان) به چاپ رسیده و 3 کتاب دیگر نیز آماده ی چاپ دارد.

صوفی مولودی معتقد است؛ "در هر بخش از ادبیات کردی خلائی را احساس کنم در آن زمینه اقدام به کار خواهم کرد و به تحقیق و پژوهش می پردازم و تاکنون نیز اساس کتاب ها و مقالاتم نیز بر همین منوال بوده است".
وی نویسنده ی کتاب کردی " ژیننامه ی 600 شاعیر و نووسه ری کورد"( زندگینامه ی 600 شاعر و نویسنده ی کرد) است؛ کتابی تاریخ ادبیات کردی که برای اولین بار به شکل مصور در دست تالیف است.
خبرنگار کردپرس در گفت و گو با "کریم صوفی مولودی" ضرورت تالیف تاریخ ادبیات و محورهای کاری کتاب ایشان را بررسی کرده است.
تا کنون چند اثر در زمینه ی تاریخ ادبیات کردی نگاشته شده است؟
کتاب تاریخ ادبیات 7 جلدی دکتر "معروف خزنه دار" به شرح حال حدود 150 نفر از شاعران پرداخته است و حدود 10 سال قبل نگاشته شده است. کتاب با وجود پرداختن به زندگینامه ی تعداد زیادی از شاعران تکمیل نیست و از بسیاری از شاعران معاصر مناطق کردنشین در کتاب نامی برده نشده است. کتاب با توجه به تحقیقات گسترده ایی که در شرح حال شعرا به انجام رسانیده اما نیاز به تکمیل شدن دارد. در حقیقت تاریخ ادبیات باید به دور از منطقه گرایی نوشته شود البته این امر در کتاب تاریخ ادبیات دکتر خزنه دار مشاهده می شود و تنها به تکمیل شدن اطلاعات و به روز رسانی احتیاج دارد که این مسئله چیزی از ارزشهای کتاب نمی کاهد. "ملاعبدالکریم مدرس" نیز در کتاب خود( مێژووی ئه ده بی کوردی) از چندین اثر ادیبان نام برده و علاوه بر چاپ آثاری از آنها به تفسیر و شرح آن نیز پرداخته است. "علاالدین سجادی" نیز به همین طریق به ذکر نام شعرا و ادبا(شاعران کرد پارسی گو) پرداخته که این قسم کتب تاریخی می توانند در تاریخ ادبیات کردی سهم به سزایی داشته باشند.
از سویی دیگر "بابا مردوخ روحانی"(استاد شیوا) نیز به بیوگرافی، اتوبیوگرافی و بیبلوگرافی در مورد شعرا و ادبا پرداخته که انصافا کار زیادی روی آن انجام گرفته است. همچنین سایر کتاب هایی که به در این زمینه به چاپ رسیده اند، به طور کلی می توان گفت که در حوزه ی تاریخ ادبیات کردی یک دایره المعارف جامع وجود ندارد.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۶ ، ۲۰:۰۵
گروه نویسندگان

تاریخچه ایل ها و اقوام چَهاردُوْلی ها

   قبل از پرداختن به تاریخ این طایفه لازم است به شبهه برخی از لرها وکردها پاسخ داده شود که لکهای باستانی ایرانی را هر کدام به خودشان منتسب می کنند، لکها از لحاظ فرهنگی، حساسی و مذهبی و بسیاری از مولفه های قومی خصوصا پوشش (کردی و لری) خود را مستقل از قوم کرد و لر می دانند. زبان لکی یک زبان زیبا و آهنگین است که در غرب ایران استفاده می شود. اما نام و آوازه اش هنوز پس از عمری طولانی و دراز زیاد گسترش نیافته است و بیشتر جزء زبان لری و یا کردی و یا فارسی به گویش کردی محسوب می شود.


اگر بخواهیم زبان لکی را به یکی از زبان های زنده حال ایران تشبیه کنیم شاید بهترین نمونه زبان کردی باشد که واژه های مشترک زیادی با لکی دارد. کرد زبانان از نظر جغرافیایی نیز نزدیکی زیادی با اقوام لک دارند. اما این دو موضوع با توجه به این که زبان کردی گویش و واژه های و دستور متفاوت دارد موجب نمی شود که زبان لکی را یک بخش از کردی بدانیم.

همچنین از نظر سیاسی و جغرافیایی اقوام لک نشین اکثراً زیر مجموعه از لرها هستند اما شباهت لری به لکی بسیار کمتر از کردی به لکی است. و همچنی کرد ها اقوام چهاردولی ها را عجم می خوانند عجم نامیست که اعراب به ایرانیان و پارسیان میدادند.

در لکی واژه های باستانی و کهن فارسی به قدر زیادی وجود دارد. وجود و شکل قدیمی و اصیل برخی واژه ها و شیوه ی جمله بندی اصیل در این زبان بسیار جذاب است. از این رو است که می توان ابراز کرد که زبان لکی به جا مانده ی زبان های پارسی باستان و پهلوی است پارسی باستان زبانی است که در زمان هخامنشیان مستعمل بود و ریشه ی زبان فارسی امروزی است. واژه هایی می توان پیدا کرد که با زبان های پهلوی اشکانی و پارسی میانه مشترک هستند می توان گفت که مهم ترین مآخذ لکی زبان پارسی باستان است همچنین زبان لکی باقی مانده زبان اوستایی است و شباهت بسیار زیادی در مورد ریشه های زبان لکی و اوستا دیده شده است برای مثال در لکی ریشه اکثراً یک واجی است و گاهی به صورت کسره و یا یک حرف هم در می آیند در زبان اوستا نیز به همین گونه است ریشه ترکیب دهنده ی بنیادی واژه است. از ریشه دیگر قسمت های کلام مانند اسم ها و صفت ها و فعل ها و غیره ساخته می شوند در اوستا یک ریشه همیشه یک هجایی است که فقط یک صدا دارد.

گویش چهاردولی از زبان لکی

گویش لکی دریک طبقه بندی زبانی: شامل کرمانشاهی، کلیایی، پیروندی، وفیلی، چهاردولی (چرداولی یا چاردولی)،شیروانی، هفتگی وکوهدشتی است. که مردم کرمانشاه، ایلام، گروس،همدان، ماهیدشت، قصر شیرین، صحنه، قروه، شیروان چرداول، بیجار، کرند و بدره، کوت، گهواره، خانقین و چهاردولی های جغتو شاهین دژ و ... باآن صحبت می کنند. نه خودرا کرد میدانند و نه لر، بلکه جزء بومیان باستانی ایران هستند. هرچند از لحاظ زبانی بسیاری از واژه های مادی و پارسی را به خود گرفته اند. اما بسیاری از لغات هنوز دست نخورده باقی مانده است و پارسی ها و کردها و لر ها از آنها استفاده می کنند مانند: لغت سور(suer) به معنای عروسی که در زبان فارسی بصورت سور دادن آمده است یا 'فرزانه' در زبان فارسی و 'زورزانه' در زبان کردی که همان فِر(زیاد)زانه(دان) زبان لکی است یا «خورآوا» به معنی غروب(آوا) خورشید(خور) که لغت غروب از آن گرفته شده است و یا واژه کِسِل عربی در لغت به معنای تنبل است که در کنایه لکی (کیسل) به لاکپشت گفته می شود و ... درست است که لهجه آنان به کردی جنوبی نزدیک است (نزدیکی گویش پارسی قدیم و کردی به هم.) اما به قول هرتسفلد قرابت زبانی نمی تواند قرابت نژادی و قومی را سبب شود به خاطر قدرتمند بودن وسوارکارانی ماهر هرکدام از حکومتها که سر کار می آمدند اینان را سرکوب و تبعید می کردند که طایفه بزرگ چهاردولی ها از لکها از این امر مستثنی نبوده اند.

واما قصه تبعید اینان و جدایی از لکستان. این ایل در اکثر در شهرستان شاهین دژ و شهر محمود‌آباد زندگی می کنند

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۴۲
گروه نویسندگان

قروه- بوی طبیعت در میان صخره هایی که آبشارهای روان را در دل روستاها به بغل گرفته اند و با بوی سبزی های صحرایی حس بویایی ات را تحریک می کند، همه تو را برای سفر به همین نزدیکی فرا می خوانند.

به گزارش خبرنگار مهر، در ذهن خود نقشه سفر را که می کشی شاید نام قروه فواره می کند و مثل یک هشدار تو را به سمت خود می کشاند و با این کشش بار و بندیل سفر را می بندی و راهی دیاری می شوی که انگار قلم نقاش روزگار، رنگ به تاریخ آن زده است و دامن گلدار کوه ها را با چینهایی از آبشار به هم دوخته است.

به شهری سفر می کنی که در نگاه اول کوچک به نظر می رسد اما وقتی عمق تاریخ باستان را در آن می بینی و یا چشمانت پر از تماشای دشت ها و طبیعت سبز و بهاری اش می شود به باورت می رسد که قروه همان دشت خدایی است که نامش را نهاده اند.

سفر به همین نزدیکی است که برجسته می شود و تو را به یادگارهای شیرین و فرهاد می برد و تنفس زندگی را به دامن گلدار طبیعت بدر و پریشان می رساند و آنگاه بوی برگ مو، باغهای انگور را انگشت نما کرده و راه را برای روستای انگور باز می کند، از آن طرف تو را رهگذر روستاهایی می کند که پوشش اصلی آنها دشت است و رودخانه های سر کشیده از دل کوه، سپس لبخند طبیعت دلنشین را به چهره ات می نشاند و نسیم آبشار سنگین آباد را در وجودت می ریزد و کمی بعد تو را به باغچه مریم و مقبره شیدای نازار دعوت می کند و هنگام زیارت تو را به تاریخ پیوند می زند و از پلی می گوید که غریب و مهجور مانده است و بدین گونه کوله پشتی سفرت را پر از عشق کرده و حس جدید زیستن را پرورش می دهد.

قروه شهر دشت و گل و چشمه هاست، شهر تاریخ و فرهنگ و چند زبان است، در سفر به این شهر می توان کوردی و ترکی گفت و خاطرات خوبی را به یادگار برد.

شهرستان قروه در یک چشم انداز کلی در دشت پهناوری واقع شده است که زنجیره ای از کوه ها آن را احاطه کرده اند. به طوری که برخی از ارتفاعات این منطقه از بلندترین قله های استان محسوب می شوند. همچنین دشتهای اصلی استان کردستان نیز در این بخش قرار دارد.

دشت قروه که از معدود مناطق صاف و هموار استان کردستان به شمار می رود با شیب کم از جنوب به شمال گسترده شده و سرزمین حاصلخیزی را به وجود آورده است. سطح این دشت ۶۳۱ کیلومتر مربع و مساحت حوضه آن ۲ هزار و ۲۳۳ کیلومتر مربع می باشد.

وینسار؛ روستایی با یادگار عشق

در ابتدای ورود به شهرستان قروه در حدود ۳۵ کیلومتری شرق این شهرستان، در فاصله سه روستای داشبلاغ، آقبلاغ و وینسار بر روی کوهی مرتفع، بقایای یک معدن بزرگ سنگ معروف به فرهادتاش قرار دارد که از نظر نوع، اندازه و تراش سنگ دارای ویژگی های خاص و از اهمیت بسیاری برخوردار است. باور مردم بر آن است که این سنگ ها که با شیوه تراشکاری فرهاد صیقل خورده اند به داستان شیرین و فرهاد ارتباط دارد و گویا در زمان ساخت معبد آناهیتا نیز از این سنگ‌ها استفاده شده است. نوع حجاری و سفال های موجود در منطقه، احتمالاً به دوره ساسانی تعلق دارد. این منطقه در ایام بهار به عنوان تفرجگاه مورد استفاده مردم است.

طوغان؛ روستایی با طعم انگور

در ۱۸ کیلومتری قروه این بوی برگ مو است که دروازه ورود به باغ انگور را به رویت می گشاید. روستای طوغان از توابع شهر دلبران با باغ و باغچه های انگور طبیعتی دلنشین دارد و این سبد های پر از مرواریدهای انگور است که پذیرایت می شوند و کامت را شیرین می کنند. در این روستا می توانی انگور ناب و شیرین همراه خود برده و در کنار آن از آداب و رسوم این دیار لذت ببری.  

اگر به دنبال چشیدن سفر در دل طبیعت با حس زیبای ساده زیستی و روستا گردی با بوی نان تازه و خامه و ماست و کره محلی هستی سفر به دامنه کوه ها و دیدن طبیعت و رودخانه های این مناطق لذتی دارد غیرقابل وصف. روستاهایی که دایره وار به دور کوه های بدر و پریشان تنیده شده اند و رقص رنگ در دل طبیعت را به نمایش می گذارند.  

روستای تکیه میهم

این روستا که از دو بخش میهم سفلی و علیا تشکیل شده در فاصله ۱۳ کیلومتری و در جنوب شرقی قروه قرار دارد.

اگر دوست دارید در دامنه کوه زیر درختان تنومند و سبز بنشینید و به آسمان آبی خیره شوید این طبیعت چنین جاذبه ای دارد غیرقابل وصف و دیدنی. روستایی کهن و تاریخی که با طبیعت بکر و دست نخورده خود پذیرای گردشگران روستایی است. این روستا در دامنه کوه پریشان و قلوز واقع شده و از لحاظ گردشگری طبیعی و بوم گردی حرف اول را می زند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۸:۱۶
گروه نویسندگان


وه‌ره‌ یارم ، وه‌ره‌ ئه‌ی تازه‌ یارم !

... وه‌ره‌ ئه‌ستێره‌که‌ی شه‌وگاری تارم !


وه‌ره‌ ئه‌ی شاپه‌ڕی باڵی خه‌یاڵم !

وه‌ره‌ ئه‌ی شه‌وچرای ڕووناکی ماڵم !


وه‌ره‌ خاسه‌ که‌وی ڕام و که‌ویی من !

وه‌ره‌ ئیلهامه‌که‌ی نیوه‌ شه‌وی من !


وه‌ره‌ ئۆخژنی سینه‌ی پڕ گڕی من !

وه‌ره‌ پیرۆزه‌که‌ی به‌رزه‌ فڕی من !


وه‌ره‌ ئاونگی سه‌ر په‌لکی گوڵی سوور!

وه‌ره‌ ئاورینگی گه‌رم و مه‌شغه‌ڵی نوور!


وه‌ره‌ ئه‌ی ڕێژنه‌ بارانی به‌هاری !

وه‌ره‌ شیعری ته‌ڕی پڕ ورده‌کاری !


وه‌ره‌ ئه‌ی نه‌ونه‌مامی باخی ژینم !

وه‌ره‌ ئه‌ی شاگوڵی مێرگی ئه‌وینم !

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۴۴
گروه نویسندگان
 
شما یکی از نویسندگان ایرانی هستید که به زبان کُردی می‌نویسید و در این وادی هم بسیار سرشناس هستید. اصرار بر نوشتن به زبان کردی از کجا در شما ریشه گرفت؟
همچنانکه می دانید من کُرد هستم. زبان کُردی زبان مادری من است؛ زبان مردمی که در میان آنها و با آنها زندگی کرده و می‌کنم؛ زبان کسانی که زندگیشان، مسائل و معضلاتشان، رنجها و شادی‌هایشان الهام‌بخش من برای نوشتن داستان و رمان‌هایم است. همه‌ی شخصیت‌های داستانها و رمان‌های من کُرد هستند و در جامعۀ کُردی زندگی می‌کنند. پس کاملا طبیعی است که داستان آنها را به زبان خودشان، زبان خودم، بنویسم. با این وصف من دلیل پرسش شما را می‌فهمم. در کشور ما مردمان بسیاری با زبان‌ها و فرهنگ های متفاوتی زندگی می‌کنند. نوشتن به زبان مادری، برای نویسندگان غیر فارس‌زبان کاریست بسیار مشکل. سی سال قبل با علم به این مشکلات زبان مادری را برای نوشتن داستان‌ها و بعدها رمان‌هایم انتخاب کردم؛ انتخابی دشوار. دشوار از این جهت که همه‌ی دانش اندکم را در بسیاری از زمینه‌ها، از جمله ادبیات، از طریق زبان فارسی کسب کرده بودم. به زبان فارسی درس خوانده و از طریق این زبان با ادبیات ایران و جهان آشنا شده بودم. من، مخصوصاً در آن سال‌ها و در آغاز کار داستان‌نویس‌ام، می‌دانستم که انتخاب زبان مادری برای نوشتن مستلزم بهای گزافی است که باید بپردازم. نوشتن به زبان کُردی برایم بسیار دشوارتر از نوشتن به زبان فارسی بود. می‌دانستم که باید وقت و انرژی بسیاری را صرف بازآموزی عمیق‌تر زبان مادری و کشف لایه‌های متفاوت این زبان برای خلق داستان بکنم. می‌دانستم که با انتخاب زبان کُردی برای نوشتن، خوانندگان بالقوه‌ی بسیاری را که یا کُردزبان نبودند یا اگر کُرد هم بودند توان خواندن به زبان مادریشان را نداشتند، از دست خواهم داد. می‌دانستم که برای چاپ و نشر کارهایم با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو خواهم شد. من، به همراه دیگر همکاران کُردم در طول این چند دهه بسیاری از این مشکلات را پشت سر گذاشته‌ایم. هر کدام به اندازه‌ی کار و توانمان در مسیر کشف قابلیت‌های زبان مادریمان کوشیده‌ایم. امروزه بسیاری از هموطنان کردزبانمان توان خواندن و نوشتن به این زبان را کسب کرده‌اند. کارهای ما علاوه بر مخاطبین کُرد ایرانیمان در میان کُردهای دیگر کشورها خوانده می شود. هموطنان غیر کُردزبانمان هم می توانند از طریق ترجمه‌ی کارهایمان به زبان فارسی با ما و آثارمان آشنا بشوند...
  اگر بخواهید ویژگی بارز نویسندگان کردزبان را با توجه به اقلیمی که در آن زندگی می‌کنند به برشمارید، چه ویژگی‌هایی را نام می‌برید؟
به باور من از بارزترین ویژگی‌های نویسندگان (و شاعران) کُرد، نه تنها در کردستان ایران، بلکه در دیگر کشورها هم، کوشش پیگیر و جدی آنها یرای کشف و شناخت قابلیت‌های بالقوه‌ی زبان کُردی و فرهنگ کُردها برای خلق آثاری با استانداردهای ادبیات معاصر است. زبان و فرهنگ از ستون‌های اصلی هویت یک جامعه هستند. 
جامعه‌ای که می‌خواهد از پشت و پَسله‌های تاریخ بیرون بیاید، جامعه‌ای که می‌خواهد در مسیر صحیح پیشرفت و توسعه قرار بگیرد، بایستی هویت خودش را کشف و بازسازی کند؛ بایستی از طریق رفع نقص‌ها و آشوب‌های زبانی و فرهنگی‌اش بر آشوبهای ذهنی و روانیش غلبه کند. شاید به این دلیل است که مهمترین دغدغه‌ی بسیاری از نویسندگان کُرد روایت واقعیت آن چیزی است که در جامعه و ذهن افراد جامعه می‌گذرد. البته هر نویسنده‌ای در هر اثری به گونه‌ای به شناخت و روایت این واقعیت می‌پردازد. برخی به چیستی آنچه که در جامعۀ کُردی روی داده و می دهد می پردازند و برخی دیگر به کیستی انسان در این جامعه اهمیت بیشتری می‌دهند...
 
 ترجمه «پرندگان درباد» به زبان فارسی چقدر در شناخت ذهن و زبان کسانی که هم‌وطن ما هستند اما به زبان کردی صحبت می‌کنند کمک می‌کند؟
پرندگان در باد روایت مهمترین دغدغه‌های ذهنی یک نویسندۀ کُرد است بر بستر حوادث و رویدادهای جامعه در یک برهه‌ی مهم و حساس تاریخ معاصر؛ روایتی چند لایه و البته پیچیده که امیدوارم برگردان آن به زبان شیرین فارسی این امکان را در اختیار خوانندگان قرار بدهد.  
  بازخورد این اثر در بین خوانندگان فارسی‌زبان چطور بوده است؟
من در کردستان زندگی می‌کنم و به دلیل مشغله‌ی زیاد ارتباط چندانی با دیگر جاهای کشور ندارم. به همین دلیل متاسفانه اطلاع چندانی هم از بازخورد کتاب در میان خوانندگان فارس زبان ندارم. البته، در این دو سه ماهی که کتاب به بازار آمده، دوستانی از تهران و بعضی جاهای دیگر با من تماس گرفته و نسبت به کارم ابراز لطف کرده‌اند، که اغلب آنها دوستان و همکارانی بوده‌اند که پیشتر با مطالعه‌ی چند داستان کوتاه و یکی دو گفت‌وگوی من در نشریاتی همچون کارنامه ، عصر پنجشنبه ها و... با من و شیوه‌ی کارم آشنا شده بودند.  
  به عنوان یک ایرانی، که در مجامع بین‌المللی هم چهره شناخته شده‌ای هست پتانسیل ادبیات کردی را برای معرفی ایران به جهان چقدر می‌دانید؟
پاسخ دادن به این پرسش دشوار است. ترچیح می دهم به جای صحبت کردن از پتانسیل ادبیات کردی برای معرفی ایران به جهان از پتانسیل این ادبیات برای معرفی جامعه‌ی کُردی به مردم کشورهای منطقه، از جمله هموطنان خودمان در ایران صحبت کنم. متاسفانه بایستی بگویم که ادبیات کُردی، حتا آن بخشی که در کردستان ایران و توسط شاعران و نویسندگان کُرد ایرانی نوشته شده و می‌شود، در داخل کشور و در میان مردم غیر کُردزبان هم چندان شناخته شده نیست. هنوز آثار اندک و انگشت‌شماری از این ادبیات به زبان فارسی (و حتی به زبان عربی و ترکی) برگردانده شده‌اند. ادبیات کُردی بایستی قبل از هر چیز جامعه‌ی کُردی و دغدغه‌های مردمان این جامعه را به جوامع پیرامون خود و مردم کشورهایی که کُردها در آن زندگی می‌کنند بشناساند. بایستی ابتدا به زبان‌های مردم منطقه ترجمه شود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۰۷
گروه نویسندگان