کورده‌واری

گویش و ادبیات کردهای منطقه قروه- کوردی ناوچه‌ی قوروه

کورده‌واری

گویش و ادبیات کردهای منطقه قروه- کوردی ناوچه‌ی قوروه

کورده‌واری

گویش و ادبیات کردهای منطقه قروه مهجور مانده و از کتابت دور شده است. این وبلاگ شاید آغازی باشد برای پرداختن به این مهم و ثبت رسوم و سنن و شعرهایی که در حال فراموشی است. امیدواریم علاقمندان ما را در این کار یاری فرمایند.
https://telegram.me/kurdawary_ghorwa

۶ مطلب با موضوع «مقاله :: گفت و گو» ثبت شده است


نویسنده: روح الله زرین/ قروه ـ خبرنگار

قروه یکی از شهرهای استان است که هنرمندانش در زمینه شعر و ادبیات بسیارفعال هستند. وجود چهره‌های ادبی در قروه نشان دهنده این ظرفیت است. این افراد ترویج شعر و ادبیات فاخر کردی و فارسی را هدف خود قرار داده اند، به طوری که همواره تلاش این چهره‌ها علاوه بر معرفی آثار نویسندگان و شاعران در سده‌های مختلف تاریخی، خلق آثار نوشتاری با مضامین و محتوای امروزی است تا بتوانند هر آنچه نیاز یک مخاطب محسوب می‌شود با ذوق و قریحه در آثار نظم و نثر خود به رشته تحریر در بیاورند. یکی از این افراد میکائیل فلاحی«خیال کردستانی» دبیر بازنشسته آموزش و پرورش است که توانسته علاوه بر شغل خود، در زمینه شعر و ادبیات کردی و فارسی آثاری را منتشر کند که با استقبال مخاطبان نیز همراه است.
با توجه به این‌که چند دهه است درمناطق مختلف قروه معلم بودید، علاقه به سرودن شعر در شما از چه زمانی آغاز شد؟

از همان دوران کودکی به خط خوش مشهور بودم و این مهم از من یک چهره ممتاز در مدرسه ساخته بود که سبب شد به نوشتن به‌عنوان یک هنر خاص روی بیاورم. همچنین سرودن شعر در اوایل نوجوانی در ذهنم شکل گرفت و اشعار و دل نوشته‌هایم مورد استقبال مخاطبان بود، چرا که در نشریات محلی به چاپ می‌رسید، ولی به صورت جدی از سال ۱۳۷۴شروع به سرودن شعر با زبان کردی و فارسی کردم. همچنین یک سال بعد اشعارم را در قالب غزل، دوبیتی و اشعار کردی در هفته‌نامه و ماهنامه‌های مختلف استان وچندین نشریه دیگر به چاپ رساندم. این روند هرروز مرا تشویق می‌کرد که از احساسات و عواطف خود در زمینه سرودن شعر بیشتر و منسجم‌تر استفاده کنم. همچنین تخلص ادبی «خیال کردستانی» را برای خودم انتخاب کردم.
ازکتاب هایتان بگویید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۰۲
گروه نویسندگان


سرویس آذربایجان غربی- "کریم صوفی مولودی" متخلص به (تینووی مه هابادی) متولد 1339مهاباد، شاعر، نویسنده، عکاس و شاگرد استاد هێمن است. از این شاعر و نویسنده ی مهابادی تا کنون 3 کتاب شعرکلاسیک و نو به نام های( مومیاێکان، به فرینه خه یاڵ، وه رزی پێنجه م)، کتاب طنز در ادبیات کردی(مجموعه طنز به زبان کردی)، کتاب (تاریخ عکاسی در جهان، ایران و کردستان)، 2 کتاب مجموعه ی مقالات، کتاب شعر (طوارق)به زبان فارسی که بیان عقاید معنوی و آیینی شاعر می پردازد و چندین و چند مقاله به زبان های کردی و فارسی در مجلات معتبر دارد که در مجموع 11 کتاب به تالیف رسانده و تنها کتاب شعر وی به نامه (مومیاێکان) به چاپ رسیده و 3 کتاب دیگر نیز آماده ی چاپ دارد.

صوفی مولودی معتقد است؛ "در هر بخش از ادبیات کردی خلائی را احساس کنم در آن زمینه اقدام به کار خواهم کرد و به تحقیق و پژوهش می پردازم و تاکنون نیز اساس کتاب ها و مقالاتم نیز بر همین منوال بوده است".
وی نویسنده ی کتاب کردی " ژیننامه ی 600 شاعیر و نووسه ری کورد"( زندگینامه ی 600 شاعر و نویسنده ی کرد) است؛ کتابی تاریخ ادبیات کردی که برای اولین بار به شکل مصور در دست تالیف است.
خبرنگار کردپرس در گفت و گو با "کریم صوفی مولودی" ضرورت تالیف تاریخ ادبیات و محورهای کاری کتاب ایشان را بررسی کرده است.
تا کنون چند اثر در زمینه ی تاریخ ادبیات کردی نگاشته شده است؟
کتاب تاریخ ادبیات 7 جلدی دکتر "معروف خزنه دار" به شرح حال حدود 150 نفر از شاعران پرداخته است و حدود 10 سال قبل نگاشته شده است. کتاب با وجود پرداختن به زندگینامه ی تعداد زیادی از شاعران تکمیل نیست و از بسیاری از شاعران معاصر مناطق کردنشین در کتاب نامی برده نشده است. کتاب با توجه به تحقیقات گسترده ایی که در شرح حال شعرا به انجام رسانیده اما نیاز به تکمیل شدن دارد. در حقیقت تاریخ ادبیات باید به دور از منطقه گرایی نوشته شود البته این امر در کتاب تاریخ ادبیات دکتر خزنه دار مشاهده می شود و تنها به تکمیل شدن اطلاعات و به روز رسانی احتیاج دارد که این مسئله چیزی از ارزشهای کتاب نمی کاهد. "ملاعبدالکریم مدرس" نیز در کتاب خود( مێژووی ئه ده بی کوردی) از چندین اثر ادیبان نام برده و علاوه بر چاپ آثاری از آنها به تفسیر و شرح آن نیز پرداخته است. "علاالدین سجادی" نیز به همین طریق به ذکر نام شعرا و ادبا(شاعران کرد پارسی گو) پرداخته که این قسم کتب تاریخی می توانند در تاریخ ادبیات کردی سهم به سزایی داشته باشند.
از سویی دیگر "بابا مردوخ روحانی"(استاد شیوا) نیز به بیوگرافی، اتوبیوگرافی و بیبلوگرافی در مورد شعرا و ادبا پرداخته که انصافا کار زیادی روی آن انجام گرفته است. همچنین سایر کتاب هایی که به در این زمینه به چاپ رسیده اند، به طور کلی می توان گفت که در حوزه ی تاریخ ادبیات کردی یک دایره المعارف جامع وجود ندارد.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۶ ، ۲۰:۰۵
گروه نویسندگان
 
شما یکی از نویسندگان ایرانی هستید که به زبان کُردی می‌نویسید و در این وادی هم بسیار سرشناس هستید. اصرار بر نوشتن به زبان کردی از کجا در شما ریشه گرفت؟
همچنانکه می دانید من کُرد هستم. زبان کُردی زبان مادری من است؛ زبان مردمی که در میان آنها و با آنها زندگی کرده و می‌کنم؛ زبان کسانی که زندگیشان، مسائل و معضلاتشان، رنجها و شادی‌هایشان الهام‌بخش من برای نوشتن داستان و رمان‌هایم است. همه‌ی شخصیت‌های داستانها و رمان‌های من کُرد هستند و در جامعۀ کُردی زندگی می‌کنند. پس کاملا طبیعی است که داستان آنها را به زبان خودشان، زبان خودم، بنویسم. با این وصف من دلیل پرسش شما را می‌فهمم. در کشور ما مردمان بسیاری با زبان‌ها و فرهنگ های متفاوتی زندگی می‌کنند. نوشتن به زبان مادری، برای نویسندگان غیر فارس‌زبان کاریست بسیار مشکل. سی سال قبل با علم به این مشکلات زبان مادری را برای نوشتن داستان‌ها و بعدها رمان‌هایم انتخاب کردم؛ انتخابی دشوار. دشوار از این جهت که همه‌ی دانش اندکم را در بسیاری از زمینه‌ها، از جمله ادبیات، از طریق زبان فارسی کسب کرده بودم. به زبان فارسی درس خوانده و از طریق این زبان با ادبیات ایران و جهان آشنا شده بودم. من، مخصوصاً در آن سال‌ها و در آغاز کار داستان‌نویس‌ام، می‌دانستم که انتخاب زبان مادری برای نوشتن مستلزم بهای گزافی است که باید بپردازم. نوشتن به زبان کُردی برایم بسیار دشوارتر از نوشتن به زبان فارسی بود. می‌دانستم که باید وقت و انرژی بسیاری را صرف بازآموزی عمیق‌تر زبان مادری و کشف لایه‌های متفاوت این زبان برای خلق داستان بکنم. می‌دانستم که با انتخاب زبان کُردی برای نوشتن، خوانندگان بالقوه‌ی بسیاری را که یا کُردزبان نبودند یا اگر کُرد هم بودند توان خواندن به زبان مادریشان را نداشتند، از دست خواهم داد. می‌دانستم که برای چاپ و نشر کارهایم با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو خواهم شد. من، به همراه دیگر همکاران کُردم در طول این چند دهه بسیاری از این مشکلات را پشت سر گذاشته‌ایم. هر کدام به اندازه‌ی کار و توانمان در مسیر کشف قابلیت‌های زبان مادریمان کوشیده‌ایم. امروزه بسیاری از هموطنان کردزبانمان توان خواندن و نوشتن به این زبان را کسب کرده‌اند. کارهای ما علاوه بر مخاطبین کُرد ایرانیمان در میان کُردهای دیگر کشورها خوانده می شود. هموطنان غیر کُردزبانمان هم می توانند از طریق ترجمه‌ی کارهایمان به زبان فارسی با ما و آثارمان آشنا بشوند...
  اگر بخواهید ویژگی بارز نویسندگان کردزبان را با توجه به اقلیمی که در آن زندگی می‌کنند به برشمارید، چه ویژگی‌هایی را نام می‌برید؟
به باور من از بارزترین ویژگی‌های نویسندگان (و شاعران) کُرد، نه تنها در کردستان ایران، بلکه در دیگر کشورها هم، کوشش پیگیر و جدی آنها یرای کشف و شناخت قابلیت‌های بالقوه‌ی زبان کُردی و فرهنگ کُردها برای خلق آثاری با استانداردهای ادبیات معاصر است. زبان و فرهنگ از ستون‌های اصلی هویت یک جامعه هستند. 
جامعه‌ای که می‌خواهد از پشت و پَسله‌های تاریخ بیرون بیاید، جامعه‌ای که می‌خواهد در مسیر صحیح پیشرفت و توسعه قرار بگیرد، بایستی هویت خودش را کشف و بازسازی کند؛ بایستی از طریق رفع نقص‌ها و آشوب‌های زبانی و فرهنگی‌اش بر آشوبهای ذهنی و روانیش غلبه کند. شاید به این دلیل است که مهمترین دغدغه‌ی بسیاری از نویسندگان کُرد روایت واقعیت آن چیزی است که در جامعه و ذهن افراد جامعه می‌گذرد. البته هر نویسنده‌ای در هر اثری به گونه‌ای به شناخت و روایت این واقعیت می‌پردازد. برخی به چیستی آنچه که در جامعۀ کُردی روی داده و می دهد می پردازند و برخی دیگر به کیستی انسان در این جامعه اهمیت بیشتری می‌دهند...
 
 ترجمه «پرندگان درباد» به زبان فارسی چقدر در شناخت ذهن و زبان کسانی که هم‌وطن ما هستند اما به زبان کردی صحبت می‌کنند کمک می‌کند؟
پرندگان در باد روایت مهمترین دغدغه‌های ذهنی یک نویسندۀ کُرد است بر بستر حوادث و رویدادهای جامعه در یک برهه‌ی مهم و حساس تاریخ معاصر؛ روایتی چند لایه و البته پیچیده که امیدوارم برگردان آن به زبان شیرین فارسی این امکان را در اختیار خوانندگان قرار بدهد.  
  بازخورد این اثر در بین خوانندگان فارسی‌زبان چطور بوده است؟
من در کردستان زندگی می‌کنم و به دلیل مشغله‌ی زیاد ارتباط چندانی با دیگر جاهای کشور ندارم. به همین دلیل متاسفانه اطلاع چندانی هم از بازخورد کتاب در میان خوانندگان فارس زبان ندارم. البته، در این دو سه ماهی که کتاب به بازار آمده، دوستانی از تهران و بعضی جاهای دیگر با من تماس گرفته و نسبت به کارم ابراز لطف کرده‌اند، که اغلب آنها دوستان و همکارانی بوده‌اند که پیشتر با مطالعه‌ی چند داستان کوتاه و یکی دو گفت‌وگوی من در نشریاتی همچون کارنامه ، عصر پنجشنبه ها و... با من و شیوه‌ی کارم آشنا شده بودند.  
  به عنوان یک ایرانی، که در مجامع بین‌المللی هم چهره شناخته شده‌ای هست پتانسیل ادبیات کردی را برای معرفی ایران به جهان چقدر می‌دانید؟
پاسخ دادن به این پرسش دشوار است. ترچیح می دهم به جای صحبت کردن از پتانسیل ادبیات کردی برای معرفی ایران به جهان از پتانسیل این ادبیات برای معرفی جامعه‌ی کُردی به مردم کشورهای منطقه، از جمله هموطنان خودمان در ایران صحبت کنم. متاسفانه بایستی بگویم که ادبیات کُردی، حتا آن بخشی که در کردستان ایران و توسط شاعران و نویسندگان کُرد ایرانی نوشته شده و می‌شود، در داخل کشور و در میان مردم غیر کُردزبان هم چندان شناخته شده نیست. هنوز آثار اندک و انگشت‌شماری از این ادبیات به زبان فارسی (و حتی به زبان عربی و ترکی) برگردانده شده‌اند. ادبیات کُردی بایستی قبل از هر چیز جامعه‌ی کُردی و دغدغه‌های مردمان این جامعه را به جوامع پیرامون خود و مردم کشورهایی که کُردها در آن زندگی می‌کنند بشناساند. بایستی ابتدا به زبان‌های مردم منطقه ترجمه شود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۰۷
گروه نویسندگان

گذری بر آغاز شعر نو کردی

عبدالله سلیمان که در ادبیات کردی،او را «گوران» می نامند،پدر شعر نو کردی یا به تعبیری پیشوای شعر مدرن کرد است.گوران به سال ۱۹۰۴میلادی در شهر حلبچه، از توابع استان سلیمانیه( کردستان عراق) دیده به جهان گشود و در سال ۱۹۶۳براثر ابتلاء به سرطان درگذشت. اولین اثر ادبی گوران قطعه ای ادبی تحت عنوان،«دریغی برای گذشته و اندوهی برای آینده» است که درسال ۱۹۲۱میلادی در شماره ی ۱۶مجله «ترقی»چاپ و منتشر می شود .عبدالله گوران و تنی از چند شاعران سلیمانیه در دو دهه آغازین قرن بیستم جشن ادبی را با تاثیر از تحولات ادبی ترک های عثمانی آغاز کردند که این جنبش سنگ بنای شعر نوین کردی را پی ریزی نمود .جنبشی که بعدها گوران به تنهایی آتن را پی گرفت و فعالیت ها و نو آوری های او منجر به تثبیت نام گوران به عنوان پیشوای شعر کرد معاصر کرد در ادبیات کردی شد . گوران آثار زیادی از نظم،نثر،ترجمه و نقد در مجلات عراق و کردستان چاپ و منتشر نمود.ترجمه های او از شعر و ادبیات غرب تاثیر زیادی بر شاعران و نویسندگان کرد بر جای نهاد،اما «بهشت و یادگار»و «سرشک و هنر»تنها آثاری بودند که به صورت کتاب در زمان حیات خود گوران منتشر گردیدند.گوران روزنامه نگاری چیره دست نیز بود  و مدتی (از شماره ی ۱۱۲۴تا ۱۲۱۳)نشریه»ژین»را به سر دبیری نمود.هرچند گوران هرگز بطور رسمی عضو هیچ گروه و حزب سیاسی نشد،اما گرایش او به اندیشه چپ آشکار است.در خصوص سالهای اغازین تحول در شعر کردی و اصول کار عبدالله گوران پای گفتگو شاعر و مترجم معاصر کردستان ایران،کامبیز کریمی می نشینم.


آقای کریمی بحث و گفتگو پیرامون شخصیتی به نظر می رسد،شاید ان گونه که در خور این شاعر همچون عبدالله گوران ،بعنوان یکی از کرد بوده است،به او پرداخته نشده است سبک او،بنیان گذاران و شاید اصلی ترین بنیانگذار شعر اصول کارش ،زبان و زاویه ی نگاه گوران به جهان مدرن کردی در فضای ادبیات فارسی کمی مشکل برای شعر فارسی می تواند از جذابیت خاصی برخوردار باشد.

به نظر شما از کجا آغاز کنیم؟

  • نپرداختن به گوران در فضای شعر فارسی وحتی جذابیت خاص آن،برای من چیز جالبی نیست چرا که حکایت تنبلی«من» منتقد کُرد،«من» مترجم کُرد و«من» ادیب کُرد که نتوانسته ایم ویا در خوشبینانه ترین حالت نخواسته ایم گوران زل به فرهنگ،زبان،ادبیات وشعر فارسی معرفی کنیم .آغاز این گفتگو هم می تواند نکته ی بسیار ساده ای باشد مثل این که گوران همان تاثیر را در شعر کُردی گذاشت که نیما در شعر فارسی،یا جناب شهاب الدین وتوفیق فکرت در شعر ترکی ویا رمبو در شعر فرانسه،با علم به وجوه اشتراک آنها وخضایل وتفاوت های خاص هرکدام.
  • ادامه...
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۵ ، ۲۳:۴۷
گروه نویسندگان

زنجیره زرّین زبانی در دو سوی زاگرس

  هادی عیار: هنگامی که درباره صادرات سخن به میان می‌آید شاید در اذهان بسیاری مصادیقی همچون کالاها، اجناس و محصولات مادی به ذهن متبادر شود. اما آنچه بسیار مهم‌تر است و کمتر برای آن برنامه‌ریزی صورت می‌گیرد، موضوع صادرات فرهنگی است. موضوع تأثیر متقابل فرهنگ‌ها بر یکدیگر بویژه در حیطه هنر و ادبیات موضوعی است که بارها درباره آن صحبت شده. ایران نیز در این زمینه به گواه تاریخ خود یکی از شاخص‌ترین فرهنگ‌ها در تأثیرگذاری بر سایر فرهنگ‌ها بوده است. آنچه در این مجال به آن می‌پردازیم، گفت‌وگوی متقابل ادبیات فارسی و کردی به عنوان دو فرهنگی است که ریشه مشترک زبانی و مجاورت جغرافیایی دارند. به این منظور بر آن شدیم با سیدعلی صالحی، شاعر نام‌آشنای این سو و آن سوی زاگرس که تاکنون ترجمه‌های بسیاری از او در ادبیات کردی صورت گرفته و خود نیز تأثیر بسزایی در معرفی برخی شاعران کرد در فضای ادبی ایران داشته است، به گفت‌وگو بنشینیم. بهانه این گفت‌وگو استقبال بی‌نظیر رسانه‌ها و علاقه‌مندان در اقلیم کردستان، از شعرهای صالحی برای مردم سنجار و کوبانی بود. استقبالی که باعث شد دختری مبارز از پشت گریلا با او تماس بگیرد و از او برای همنشینی زیبای کلماتی که نثار این مردم کرده بود، تشکر کند. آنچه در ادامه می‌آید، گفت‌وگو  با سید علی صالحی پیرامون تأثیرات متقابل ادبیات فارسی و کردی بر یکدیگر است...

***

پویایی هر فرهنگ قبل از هرچیز وابسته به گفت‌وگو و تبادل با فرهنگ‌های دیگر است. یکی از اصلی‌ترین این تبادلات، گفت‌وگوی هنری به طور اخص در زمینه ادبیات است. به نظر شما ادبیات فارسی تا چه میزان در این زمینه موفق عمل کرده است؟

به محض اشاره به کلمه فرهنگ، بویژه اگر با عناوینی مثل «تعامل» همجوار شود، خواه ناخواه علائم و تابلوهای دیگری هم در ذهن آدمی زنده می‌شود. مثل «انسان»، «تاریخ» و در نهایت «رنگین کمان زبان‌ها». این مرزها و خط‌کشی‌های کاذب سیاسی و جغرافیایی است که معجزه ارتباط فرهنگی ملت‌ها و اقوام بشری را نابود کرده است، وگرنه همه مردم دو سوی یک مرز، اکثراً یک قوم‌اند و یک زبان نزدیک به هم یا مشترک دارند. این داشته مهم، استان به استان (دو کشور) پیش می‌رود و به مرزهای دیگر می‌رسد. مثلاً در ایران ما این ودیعه شناور به کردستان می‌رسد. کردهای ما با آن سوی مرز فامیل‌اند، ارتباط همزبانی و هم‌فرهنگی دارند. کردها از آن سو به مرز ترکیه و سوریه می‌رسند و زبان مشترک دارند با مرزنشینان، شما همین زنجیره زرین زبانی و فرهنگی را با همین شرایط پیش ببرید. می‌بینید که روح یک فرهنگ بر سراسر این سیاره حکومت می‌کند که خروجی نهایی آن باور به عبارت و ترکیب «خانواده مشترک بشری» است. فرهنگ ملل، خارج از خواست حکومت‌ها در طول تاریخ، همواره در حال تعامل بوده، هست و خواهد بود. رنگین کمان وحدت انسانی، امری خود رونده و رو به رشد است، خاصه در عصر عجیب ارتباطات ماهواره‌ای و اینترنتی.

حالا صنعت جهانگردی، صنعت ترجمه، رفت و آمدها، تعامل فرهنگی، رسانه‌ها و ده‌ها پدیده دیگر را به آن همدلی که گفتم، اضافه کنید. به چه دستاوردی می‌رسید؟ تأثیر و تأثر دو فرهنگ و دو ملت، اجتناب‌ناپذیر و بی‌گسست. یک مثال تاریخی می‌آورم: «ابو نواس اهوازی» شاعر عصر عباسیان به سرزمین اعراب می‌پیوندد، بشدت بر شعر عرب تأثیر می‌گذارد. شعر عرب با همین شدت بر شاعران اسپانیایی (آندلس) اثر می‌گذارد. جُنگی از شعر شاعران اسپانیا در قرن هفتم هجری قمری جمع‌آوری می‌شود به نام «رایات المبارزین». همین جُنگ طی قرن‌ها روی شعر اسپانیا اثر می‌گذارد. رافائل آلبرتی شاعر اسپانیایی گفته است: لورکا تحت تأثیر جُنگی بازمانده از گذشته‌ها بود به نام رایات المبارزین و بعد تأثیر شعر لورکا را بر شعر اروپا دنبال کنید تا امروز... می‌بینید مرز به مرز، ادبیات بی مرز در نهایت دَهش، چگونه خود را نثار می‌کند، بدون اجازه از حکومت‌ها، بدون پاسپورت و تذکره و گذرنامه...!

و حرف آخر: تأثیر ادبیات ایران زمین میان اقوام «اویغور» در چین هم قابل یادآوری است، در هند و...! این رفت و آمد هوشمندانه میان ما و کردهای خاورمیانه همواره وجود داشته است. به همین دلیل و دلایل دیگر است که ما در سفر به کردستان عراق، نمی‌گوییم دارم می‌روم «خارج». می‌گوییم مسافر همین اطرافم.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۵۵
گروه نویسندگان

کیهان فرهنگی: استاد، حتما با نشریه ما و روال کار آن آشنا هستید. معمولا نخستین سوال ما به خلاصه ای از شرح احوال و تحصیلات مربوط می شود.

استاد عبدالرحمن شرفکندی ( هه‌ژار): شرح حال من چندان مهم و شنیدنی نیست. بنده در سال 1300 شمسی در مهاباد متولد شدم. ایام کودکی در مدارس دینی و حوزه های علمی درس خواندم و تازه پا به دوران جوانی گذاشته بودم که همراه خانواده ام به روستای تراغه در اطراف بوکان رفتیم. آن روزها بدلیل تبعیضات بسیاری که از سوی رژیم حاکم اعمال می شد بنده به سوی مسائل سیاسی کشیده شدم و ناگزیر در 24 سالگی به عراق متواری شدم.

در آنجا بیمار شدم و مشکلات و سختی های زیادی را پشت سر گذاشتم، بعد به لبنان رفتم و حدود دو سال در آنجا بودم. سه سال هم در سوریه ماندم تا اینکه عبدالکریم قاسم در عراق کودتا کرد و من به آنجا بازگشتم، در همین اول بود که با ملا مصطفی برخورد کردم و همدیگر را بازشناختیم. وقتی جنگ با عراق و رژیم صدام پیش آمد. من از طریق همکاری با رادیو مطبوعات، مخالفتم را ابراز میکردم تا اینکه مجبور به بازگشت به ایران شدم ولی در اینجا رژیم شاه مرا به اعدام محکوم کرده بود، از این رو دوستان وساطت کرده و خواستار لغو این حکم شدند اما، شاه در پاسخ گفته بود عفوی در میان نیست فقط پرونده اش را به جریان نگذارید.

بنده در بغداد عضو آکادمی علمی بودم و کارهای ترجمه زیادی هم داشتم، لذا وضع زندگیم خوب بود، کتابخانه خوبی هم داشتم اما تمام اینها را به دستور صدام مصادره کردند، در نتیجه وقتی به ایران آمدم در نهایت فقر و تنگدستی قرار داشتم، به این جهت خانه ای هم در اینجا به من دادند.

در ایران به منظور امرار معاش و به هر حال ارائه نوعی خدمت فرهنگی، تصمیم به کار گرفتم و به انتشارات دانشگاه و جاهای دیگری رفتم. در آنجا از توان و بضاعت علمی من سوال کردند. گفتم: من زبان عربی دوره جاهلیت و عربی بعد از اسلام را می دانم و با زبانهای بومی مردم عراق و لبنان و سوریه و مصر هم آشنایی دارم و ضمنا ترکی استانبولی و آذری را هم بلدم و چون خودم هم کُرد هستم، طبعا این زبان را هم به خوبی می دانم. آقای فرموشی به من گفتند، بیا کتاب قانون ابن سینا را ترجمه کن. من هم اگرچه اطلاع چندانی در مورد این کتاب نداشتم، ولی صرفا با این تصور که یک کتاب عربی را به فارسی ترجمه می کنم این کار را پذیرفتم. اما بعد وقتی کتاب را آوردم و مقداری از آن را مطالعه کردم دیدم به هیچ وجه آن طور که من تصور می کردم نیست و کاری سخت دشوار است.

بنابراین نزد ایشان بازگشتم و گفتم: دانسته های من بیشتر در خصوص ادبیات عرب و دواوین شعرایی نظیر متنبی و ابونواس و بحتری است، حتی ادبیات دوره جاهلیت را هم می دانم، اما ترجمه این کتاب در حد توان من نیست. آقای دکتر فرموشی گفت خسته نشو، اگر در ماه حتی یک صفحه هم ترجمه کنی، برای ما کافیست. بعد قرار شد کار دیگری را هم شروع کنم که همین فرهنگ کردی- فارسی است. برای انجام این کار هم هفته ای دو روز به پژوهشکده ایران زمین- که در حال حاضر متعلق به مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی است- می رفتم. پس از انقلاب اسلامی هم آمدند از من پرسیدند چکار میکنی؟ گفتم مشغول ترجمه قانون و گردآوری فرهنگ کردی- فارسی هستم، اگر موافق هستید ادامه بدهم، که البته مورد قبول واقع شد. ترجمه قانون درحال حاضر تمام شده، هر چند 3 جلد آن بیشتر به چاپ نرسیده و 4 جلد دیگر در آینده چاپ خواهد شد.

کیهان فرهنگی: از شرح حالتان خیلی زود گذشتید. در مورد تحصیلاتتان و فعالیتهایی که هنگام زندگی در بغداد داشتید می خواهیم بیشتر بدانیم.

استاد شرفکندی: اگر اجازه بدهید داستان کوتاهی را برایتان تعریف می کنم که مصداق کامل زندگی من است:

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۵ ، ۱۳:۲۶
گروه نویسندگان