کورده‌واری

گویش و ادبیات کردهای منطقه قروه- کوردی ناوچه‌ی قوروه

کورده‌واری

گویش و ادبیات کردهای منطقه قروه- کوردی ناوچه‌ی قوروه

کورده‌واری

گویش و ادبیات کردهای منطقه قروه مهجور مانده و از کتابت دور شده است. این وبلاگ شاید آغازی باشد برای پرداختن به این مهم و ثبت رسوم و سنن و شعرهایی که در حال فراموشی است. امیدواریم علاقمندان ما را در این کار یاری فرمایند.
https://telegram.me/kurdawary_ghorwa

«آیین چراغ خاموشی نیست.»

سر آغاز

*زبان، گویش و لهجه

زبان به معنی اعم آن هر نوع نشانه یا قراردادی است که پیامی را به میان افراد یک ‏جامعه می برد. گویش‌ها(dialect)  شاخه‌هایی از یک زبان واحد هستند که از نظر ‏آوایی، واژگانی و دستوری با هم تفاوت های بسیاری دارند و فهم آن ها نیاز به آموزش دارد. لهجه (accent)صورت تغییر یافته ای از یک زبان است که برای سخنگویان آن زبان قابل فهم باشد . لهجه ها معمولا تنها تفاوتهای آوایی و واژگانی ( کمتر دستوری ) با یکدیگر دارند. هر لهجه دارای گونه ‏های زبانی نیز هست که وابسته به شغل، تحصیل، سن و جنس گویشور است.(دکتر ایران کلباسی، گفتاری پیرامون زبان، گویش و ...)

بر پایه‌ی این آغاز کوتاه می‌توان گفت زبان کردی علاوه بر گویش‌های گوناگون کرمانجی شمالی(هکاری، خراسانی، بادینانی و ...)، کرمانجی مرکزی( سورانی، مکریانی، اردلانی ، جافی و ... ) و کرمانجی جنوبی (کرماشانی، کلهری، گروسی، ایلامی، قروه ای و ...) دارای لهجه‌ها و گونه‌های فراوانی می‌باشد؛ که در منطقه‌ی قروه این گوناگونی لهجه تأمل‌انگیز است و چون منابع مکتوب تاریخی ویژه‌ی این منطقه تألیف نشده و در دسترس نیست نمی‌توان با صراحت و قطعیت درباره‌ی آن سخن گفت: که چگونه این همه تنوع در یک ناحیه‌ی جغرافیایی می‌تواند وجود داشته باشد؟1

اما می‌توان گفت که کردها در درازای تاریخ ـ به ویژه تاریخ معاصر ـ مدام کوچانده می‌شدند؛ یا با انگیزه‌های سیاسی یا گاه اقتصادی. بر همین اساس می‌توان به این برداشت رسید که همان کوچش خود می‌تواند از علل گوناگونی و فراوانی لهجه‌ها در این منطقه باشد که این مسئله زیاد وابسته به موضوع بحث نیست و از آن می‌گذریم.

*جغرافیای منطقه‌ی قروه و تأثیر آن بر زبان ساکنانش


منطقه‌ی قروه را به عبارتی می‌توان دروازه‌ی ورود به کردستانات در نظر آورد و از این رو در نوک تبادل و سایش فرهنگی با زبان فارسی(که گاه خود نیز لکنت می گیرد) قرار گرفته است. اگرچه گویش اهالی همدان فهلوی یا نوعی لری است اما در دوران معاصر زبان فارسی به عنوان میانجی واسطه‌ی ارتباطات اقتصادی و غیره با کردهای منطقه‌ی قروه عمل کرده است. از سویی چون گویش و عناصر فرهنگی این منطقه شامل شعر، داستان، افسانه و آواز مکتوب نشده است ( سپس به علل آن اشاره خواهد شد) در یک ضعف شخصی و عمومی این ارتباط(فرهنگی) با مناطق دیگر ایران از جمله تهران ـ به علت حضور در آن‌جا در قالب کارگر و غیره ـ یک‌سویه بوده و مشکلات اقتصادی و فاصله‌های دور و دوردست و جاده‌های صعب‌العبور و شاید تفاوت مذهبی با دیگر مناطق کردنشین گویش این منطقه را در موضع ضعف و تدافعی قرار داده است. تا جایی که با اغماض می‌شود گفت کرد زبان بودن برای برخی از ما تنها زبانی خانگی در ارتباط با نسل گذشته و یا حتی خاطره‌ای بیش شاید نباشد؛ اگرچه قلباً آن را دوست داشته باشیم.

در این‌جا لازم به یادآوری ضعف‌ها و خلاء‌های آموزش و پرورش رسمی نیست که آشکار است، و حتی آموزش‌های غیر رسمی اگر که باشد تک و توک که آن هم مبنا آموزش گویش سورانی که بسیار هم مفید است اما خلاء ما را پر نخواهد کرد.

این منطقه که در نوک پیکان است، این طفل، از سوی تحصیل کردگان و روشنگران دیگر مناطق کردستان که به علت مراودات با همسایگان و تأثیرپذیری از آنان سابقه‌ی کتابت و روزنامه و مجله و ... را سال‌های سال دارا بوده‌اند با شوربختی به خود وانهاده‌ شده و از نظر فرهنگی آن را پشتیبانی و تغذیه نکرده‌اند. از این گذشته، به قولی تو که نانم ندهی سنگم مزن، شاید مثل گویایی باشد که گاه در برخی از مناطق به ویژه مرکز استان به دیده‌ی حقارت به این گویش نگاه شده و حتی در خود منطقه قروه دیده و شنیده می‌شود که گاه به برخی لهجه‌ها، با آن تاریخ چند هزار ساله، به دیده‌ی تحقیر نگاه می‌شود. در این تنگناها و کمبود مراوده نباید دنبال مقصر گشت که دردی دوا نخواهد شد. هدف بررسیدن این موضوع می‌باشد ـ کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من. از این رو باید که همت کرد و سهم گویش مادری را ادا کرد و به گردآوری هر آن‌چه فرهنگ اجداد ما بوده و با آن زندگی، رنج‌ها، شادی‌ها و تجارب‌شان را پشت سر گذاشته‌اند، پرداخت. آیا کنجکاو نیستیم که در دوران حمله مغول و جنگ اول و دوم و بسیار پیش از این بلایا اجداد ما چه کرده اند و وضع اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی شان چه بوده، تجارب شان، اشعارشان، مویه هاشان و غیره. جالب است اشاره شود به آیزاک باشویس سینگر نویسنده برگزیده نوبل 78 که از یهودیان لهستان ساکن آمریکا بوده و برای حفظ زبان در حال انقراض ییدیش ابتدا داستان ها و رمان هایش را به این زبان می نوشته، سپس به انگلیسی برمی گرداند تا آن چند صد نفر ییدیش زبان میراث شان را فراموش نکرده به فرزندان شان منتقل کنند.

اما گفته می‌شود که گویش این منطقه پر از واژه‌ها و اصطلاحات دیگر زبان‌ها و از جمله پارسی می‌باشد. لازم است ضمن یادی از فرهیخته‌ی گرامی آقای کاظم مفاخری که 30 سال از عمرشان را صرف گردآوری بیش از سی هزار واژه‌ی این مناطق کرده‌اند( امید که چهار هزار برگ حاصل زحمت‌شان به‌زودی منتشر شود) به گفته‌ای از او اشاره کنم که کم و بیش شانزده هزار واژه‌ بین پارسی و کردی  مشترک است؛ چون هر دو زادگان یک مادرند و بزرگانی مانند هیمن و گوران و دیگران در اشعار و ترجمه‌هایشان به فراوانی از این واژگان شناور بهره برده‌اند.

*چرا حاصل فرهنگی این گویش کتابت نشده است؟

روشن است که ضرورتی برای این کار وجود نداشته است چون احتمالاً کوچ افراد مهاجر به منطقه‌ی قروه جز یکی دو مورد (با شک باید گفت) بیشتر اقتصادی بوده در نتیجه ممکن است هدف مهاجرت گذران معیشت بوده باشد و آن چنان دغدغه‌ی کار فرهنگی یا حتی سیاسی در آنان وجود نداشته باشد؛ و مهم‌تر این که نبود افراد باسواد و رنج‌های گذران معیشت و گرفتاری هایی چون دامداری و زراعت‌های جزیی زیر یوغ خان و خان‌بازی‌ها و نبود محرک‌ها و تبادلات کافی فرهنگی با دیگر مناطق کردنشینی که کتابت داشته‌اند از عمده‌ی علل می‌تواند باشد. باید افزود نبود مرکزیت شهری با قدمت برای مثال مانند سقز و بوکان و ... از جمله‌ی دیگر علل می تواند محسوب گردد. از این رو زمانی که سنگ بنا درست گذاشته نشده، یا اصلاً سنگ بنایی نبوده است نسل باسواد کنونی در صورت علاقه درمانده بوده‌اند که سنگ بنایشان را روی چه چیزی باید بست و بالا آورد. همه چیز در سینه‌ها جا به جا شده و می‌شده است، باید که تا سینه‌ها نفس دارند و قلب‌هاشان تپش آستین‌ها را بالا زد و آن نواها و زیر و بم‌ها و خاطرات و تجربیات ارزنده را به قلم کشید و جاودانه کرد. سهم ما شاید این باشد. ایدون باد.

 حسن محمدی

1- در این‌جا لازم است که به کار پر ارج آقای شاحسین سعیدی در جمع آوری آوازه های محلی این منطقه اشاره کرد که شاید اولین اثر مکتوب شده از بخشی از گویش کردهای این منطقه با نام " آوازهای سرزمین پدری‌ام " باشد.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۰۸
گروه نویسندگان

نظرات  (۴)

سلام خسته نباشی و دست مریزاد.لذت بردم

استفاده کردم. به نکات خوبی اشاره شده. امدوارم که موفق باشید
سرانجام یه نوشته به درد بخور خوندم. ممنون
سپاس. مقاله ی خواندنیه بود و بر دل نشست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی